51فرود آمد و تا روز جمعه به استراحت و طرح نقشۀ جنگ پرداخت.
پيامبر صلى الله عليه و آله پس از اقامۀ نماز جمعه، همراه هزار نفر به سوى احد حركت كرد.
عبداللّٰهبن اُبىّ سركردۀ منافقين، با سيصد نفر از همفكرانش از ميانۀ راه برگشت و رسول خدا صلى الله عليه و آله با هفتصد نفر كه صد نفر از آنان زرهدار و پنجاه نفر كماندار و تيرانداز بود و تنها دو اسب به همراه داشتند وارد منطقۀ اُحد گرديد و چند نفر نوجوان را به خاطر كمى سنّشان از حضور در جنگ منع كرد.
چون مجاهدان به اُحد رسيدند، پيامبر پنجاه نفر تيرانداز را به فرماندهى عبداللّٰهبن جبير بر لب درّه گذاشت و دستور داد ما چه در حال فتح باشيم و چه در حال شكست، شما در جاى خود استوار بمانيد حتّى اگر ببينيد اجساد ما در روى زمين مانده و يا دشمن ما را به درون مدينه راند و يا ما دشمن را تا مكّه عقب رانديم شما از جاى خود حركت نكنيد 1آنگاه به لشكريان دستور داد: تا از طرف من فرمان نرسد شما جنگ آغاز نكنيد.
جنگ اُحد در مرحلۀ نخست:
جنگ اُحد كه روزشنبه 15 شوّال رخ داد، در دو مرحلۀ مختلف انجام گرفت؛ در مرحلۀ اوّل قريش شكست خوردند و در مرحلۀ دوم شكست نصيب مسلمانان شد.
جنگ ابتدا تن به تن بود و نُه تن از پرچمداران قريش پشت سر هم وارد ميدان شدند كه يكى پس از ديگرى به هلاكت رسيدند و اين موضوع موجب تضعيف روحيۀ آنان گرديد. سرانجام ناگزير به حملۀ عمومى شدند و جنگ به اوج خود رسيد، به طورى كه هند و ديگر زنان قريش كه از زيبايى و آرايش برخوردار بودند، براى تشويق مشركين وارد معركه شدند و در ميان صفوف مىچرخيدند و دف زنان و گريهكنان جنگ جويان خود را با اسم و رسم صدا كرده و كشته شدگان بدر را به ياد آنان مىآوردند.
كلماتِ: ننگ و شرف و حميّت و غيرت و. . . را با آهنگها و آوازهاى محرّك و حماسى مىخواندند و مشركان را بر حملات شديد و پايدارى در مقابل مسلمانان تشويق مىكردند.
طبرى مىگويد: در هنگامۀ جنگ تهاجمى، عدّهاى از مسلمانان و در رأس آنها ابودجانه و حمزةبن عبدالمطّلب و علىبن ابىطالب وارد صحنه شدند و دشمن را در هم شكستند وتا آخر صفوف