209گفت اين افراد نماز را در غير وقت خود مىخوانند.
تا اينجا موضوع را روشن كرديم و اكنون بهدنبال آن هستيم كه عمل پيامبر را بررسى كنيم.
متجاوز از بيست روايت گواهى مىدهند كه پيامبر بدون كوچكترين عذر، ميان ظهر و عصر و يا مغرب و عشا جمع كرد و همگى در صحاح و سنن وارد شده كه ما به برخى از آنها اشاره مىكنيم: ابنعباس مىگويد:
«صَلّىٰ رَسُول اللّٰه الظّهر و العَصْر جميعاً و المغرب و العشاء جميعاً من غير خوف و لا سفر» . 1
«پيامبر صلى الله عليه و آله ظهر و عصر و مغرب و عشا را باهم، بدون عذر؛ مانند خوف از دشمن يا سفر بهجا آورد.»
مسلم در صحيح خود، از ابن عباس نقل مىكند كه:
«صَلّى رَسُول اللّٰه الظّهر و العصر جميعاً بالمدينة مِن غير خوف و لا سفر، فقال أبوالزبير فسألت سعيداً لِمَ فعل ذلك، فقال: سألت ابن عباس كما سألتني، فقال:
أراد أن لا يُحرِجَ أحداً مِن أُمّته» . 2
«رسولخدا صلى الله عليه و آله ظهر و عصر را با هم در مدينه بهجا آورد، در حالىكه نه خوفى بود و نه سفر. ابو زبير مىگويد: من به سعيدبن جبير گفتم: فلسفۀ آن، چه بود، سعيد گفت: من از ابنعباس پرسيدم، همچنان كه تو از من پرسيدى، او در پاسخ گفت: اين بدان جهت بود كه كار را بر امت خود آسان سازد.»
در يكى از سفرهايم به سوريه، در مجمعى كه علماى اهل سنت نيز حاضر بودند، مسألۀ جمع بين صلاتين مطرح شد و ما برخى از اين روايات را مطرح كرديم، يكى از آنان گفت:
مقصود آن است كه پيامبر نماز ظهر را در آخرين وقت و نماز عصر را در اولين وقت آن انجام داد و از اين طريق ميان دو نماز جمع كرد. در پاسخ گفتم: مسألۀ جمع بين صلاتين، يك اصطلاح فقهى است كه گاهى به آن «جمع تقديم» و گاهى «جمع تأخير» مىگويند و مقصود از آن، اين است كه نمازى در وقت ديگرى خوانده شود نه اينكه هردو در وقت خود برگزار گردد ولى پشتسر هم باشند؛ زيرا چنين كارى موضوع جديدى نيست كه دربارۀ آن 20