202
أصحابي، فيقالنَّ لي: إنّك لا تدري ما أحدثوا بعدك» .
«أنس بن مالك از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه: «گروهى از ياران من در روز قيامت نزد حوض كوثر بر من وارد مىشوند، من آنها را مىبينم و بر من ارائه مىشوند، ناگهان از دست من گرفته مىشوند و من فرياد مىزنم: پروردگارا! ياران من، ياران من، آن موقع پاسخ مىگويند: تو نمىدانى بعد از تو چه كارهايى را پديد آوردند.»
در اينجا به نقل همين حديث اكتفا مىكنيم، علاقهمندان مىتوانند به كتاب يادشده مراجعه كنند.
چيزى كه مىتوان گفت اين است كه مسألۀ «تكفير صحابه» تحريفشدۀ مسألۀ ديگرى بهنام «عدالت صحابه» است و آن اين است كه آيا تمام كسانى كه با رسول خدا ديدارى داشتند، تا لحظۀ مرگ عادل و رستگار بودند؟ يا برخى از آنان عادل و برخى ديگر از هوىٰ و هوس پيروى كردند و طبعاً گروه دوم به كيفر اعمال خود خواهند رسيد؟ !
اهل سنت مىگويند: همۀ كسانى كه با رسول خدا ديدارى داشتند، عادل بودند و درميان آنان خطاكار و فاسقى وجود نداشته است. ولى برخلاف صحابه، تابعانِ آنان، به دو دسته تقسيم مىشوند: عادل و فاسق، صالح و طالح.
در حالىكه عقيدۀ شيعه بهخلاف آن است. شيعيان معتقدند: ديدن پيامبر عدالتآفرين نيست و ماهيت افراد را دگرگون نمىسازد، بنابراين صحابه و تابعين حكم يكسان دارند.
در پاسخ آنان كه مىگويند: ما دين خود را از صحابه گرفتهايم، پس بايد آنان عادل باشند، بايد گفت: اگر دين خود را از صحابه گرفتهايد از تابعان نيز گرفتهايد، پس بايد همگان عادل باشند. دودمان بنىاميه، يزيد بنمعاويه و حجاج بن يوسف ثقفى نيز همگى از تابعان هستند! بنابراين بايد كوشش كنيد تا دين خود را از عدول آنان بگيريد.
گذشته از اينها عدالت صحابه يك مسألۀ كلامى است و اختلاف در مسائل كلامى نبايد باعث تفرقه شود؛ زيرا غالباً در اين نوع مسائل وحدت نظريه وجود ندارد.
دلايل كسانى كه به عدالت همۀ صحابه صحه نمىگذارند بلكه آنها را به دوگروه مختلف تقسيم مىكنند به قرار زير است:
1 - قرآن مجيد برخى از آنان را فاسق ناميده است و مىگويد: إنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا. 1