128الممالك» 1نقلى را آورده است كه طبق آن مرزبان الباديه، عاملى بر مدينه منصوب كرده بود كه او خراجها را جمعآورى كرده است. آنگونه كه بيان مىدارد، قريظه و نضير، پادشاهانى بودند كه ايران آنها را بر اوس و خزرج در مدينه منصوب كرده بودند. خردادبه از بيتى از شاعر انصارى استناد مىكند كه مىگويد: و شما خراجى بعد از خراج به كسرى مىپردازيد، خراجى به قريظه و نضير 2. ياقوت روايت را اين گونه آورده است كه قريظه و نضير پادشاهانى بودند كه به وسيلۀ اوس و خزرج از مقام خويش برافتاده بودند؛ اوس و خزرج پيشتر خراج به يهوديان مىپرداختند. 3و كاسكل در اين مورد اظهار شك كرده كه ابن خردادبه به جز همين شعر انصارى، منبع ديگرى براى اين مسأله نداشته است. 4ترديد كاسكل نمىتواند مورد قبول قرار گيرد، چراكه روايت ثبت شده به وسيلۀ ابن خردادبه و ياقوت به نظر مىرسد كه براساس روايت جداگانهاى باشد كه شعر بدان افزوده شده است و بيت منسوب به فرد انصارى در اينجا، در قصيدۀ شناخته شدهاى از ابن بقيله آمده است. در آن قصيده اين بيت شعر دلالت ضمنى ديگرى دارد. 5اين خبر را grebhcsriH . z . H در كتاب خود «يهود در سرزمين عرب» ( varA' - eb learsiY ) مورد بحث قرار داده است. 6هرشبرگ صحت روايت را نپذيرفته و عنوان مىكند كه اين خبر از طريق منبع جداگانۀ ديگرى تأييد نشده است. او ادعا دارد كه مردم مدينه آزاد بودهاند ( niroh ienB ) و تحت سلطۀ ايران يا روم نبودهاند. بر اساس بحث هرشبرگ اين غيرقابل قبول است كه عامل مرزبان در هجر كه سيطرۀ قدرتش حتّى در بحرين ضعيف بوده است، توانسته باشد خراجهايى از شمال حجاز دريافت كند.
miehtlA و lheitS خبر را درست مىدانند. عامل مدينه نمايندۀ پادشاه حيره بود و بدين جهت پادشاهان قريظه و بنىنضير را يارى مىكرده است. اين وضعيت بر طبق نظر miehtlA و lheitS تا نيمۀ قرن ششم ميلادى ادامه يافت، امّا بعد از آن براى عامل ساسانى چه رخ داده است، بر اساس نظر اين دو مشخّص نيست. 7محتمل است كه حدس اين دو درست باشد. روايت مهمّ ثبت شده توسط ابن سعيد در «نشوةالطرب» جزئيات مهمّى از تداوم سيطرۀ ساسانيان بر مدينه بعد از پايان يافتن سلطۀ يهوديان ارائه مىدهد.
ابن سعيد گزارش مىدهد كه نبردها و ستيزهايى بين يهوديان و اوس و خزرج رخ مىداده است 8و هيچ حاكمى بر آن