109دارد؛ از آلام روحى و آلام جسمانى، چنانكه بسيارى از اولياى خدا با خواندن همين آيه به درمان دردها پرداختهاند. حال اين مطلب با كداميك از موازين علوم تجربى وفق مىدهد؟ جاى سؤال است.
پس بايد به سراغ عامل و تأثير معنوى در اين موضوع رفت كه در اين صورت هيچ مانع عقلى يا عادى وجود ندارد كه قرآن در بيمارىهاى طبيعى نيز شفابخش باشد البته با شرايط و ضوابط خاصّ خود.
همين مطلب را مىتوان به تربت امام حسين عليه السلام و آب زمزم به لحاظِ قداستى كه دارند، گسترش داد.
همچنين قرآن به شفابخشى عسل كه فراوردۀ زنبور عسل است تصريح دارد و مىگويد: فِيهِ شِفٰاءٌ لِلنّاس. . . 1كه اين به طور قطع، شفاى جسمانى است و خداوندى كه شفابخشى را در عسل كه محصول گل و گياه طبيعت است قرار مىدهد، همو قادر است در هر عنصر مادّى يا غير مادّى كه بخواهد اين خاصيّت و تأثير را قرار دهد، حتّى آب يا خاك مخصوص كه مورد عنايت او قرار گرفته است. و بدين ترتيب همانگونه كه عسل شفابخش است، زمزم و تربت نيز شفا بخش مىگردند.
با فرايند و نظام ديگر كه از ديد ما پنهان است و براى ما كشف نشده، منشأ اصلى آن اراده خداوندى است كه هر چه را اراده كند با عقل و اسباب خاصّ، كه خود مىداند، بىچون و چرا تحقّق پذيرد؛ إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ 2و ارادۀ بشر و عوامل طبيعى نيز بدون تعلّق مشيت او بىتأثير است؛ وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللّٰهُ. 3
بنابر اين سببساز و سببسوز جز او نيست.
پاسخ به بخش ديگر پرسش:
در سؤال آمد كه اگر آب زمزم شفابخش است پس بايد همۀ دردها را درمان كند و نيازى به دارو و درمان نباشد! كه در پاسخ مىگوييم: شفابخشى زمزم يا تربت به معناى تعطيل دارو و درمان نيست، همانگونه كه تضادى با آن ندارد و آب و تربت مىتوانند به عنوان بخشى از علّت، مؤثر باشند. علاوه بر اين، هرگز كسى مدّعى نشده است در كلّيۀ موارد و تحت هر شرايطى زمزم و تربت و هر داروى ديگرى شفا بخشند بلكه مقصود اصلى مؤثر بودن اينهاست به عنوان جزئى از علّت يا عامل مقتضى، آن هم با شرايط خاصّ خود كه عمدۀ آن تعلّق ارادۀ خداوند است.