89دلالت داشتند، معارضه نمايد، بلكه شايد روايت بر وجوب دلالت نكند، نه اينكه بر استحباب هم دلالت داشته باشد كه در اينصورت نوبت به تعارض نخواهد رسيد. 1ولى اين سخن را نمىتوان نسبت به روايت دوم مطرح كرد؛ چرا كه روايت اخير ظهور در استحباب دارد، اما درعينحال نمىتواند با روايات متعدد ياد شده معارضه كند. ازاينرو، روايات دالّ بر وجوب ترجيح دارند.
6- محمد بن مسلم مىگويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم: آيا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در روز ترويه نماز ظهر را در منا خواند؟ فرمود:
«نعم و الغداة بمنىٰ يوم عرفة» . 2البته فعل پيامبر؛ اعم از وجوب و استحباب است، لذا از اين روايت فقط مطلوبيت استفاده مىشود.
نتيجهگيرى
چون در مسأله، اجماعى بر «استحباب» ثابت نيست و تنها از شهرت برخوردار است، آن هم نه شهرتى قابل توجه در ميان قدما، بلكه شهرتى در ميان متأخرين، ازطرفى مستند فقها در اظهار نظر روايات موجود در كتب و منابع حديثى است، ازاينرو بايد به آنچه كه از روايات استفاده مىشود، ملتزم شد. و از روايات چنانكه گذشت، «وجوب اقامۀ نماز ظهر و عصر در منا بر اميرالحاج در روز ترويه» اثبات مىشود. گرچه بسيارى از فقها به لحاظ عدم ابتلا اين فرع را مطرح نكردهاند، اما در ميان فقهاى معاصر برخى از محققان چنين فتوا دادهاند:
«بر اميرالحاج لازم است كه احرامش را از مقدارى قبل از ظهر روز ترويه به تأخير نيندازد و نماز ظهر و عصر را در منا بجا آورد و تا طلوع آفتاب روز نهم در منا بماند و بر ديگران مستحب است كه اگر مشقتى ندارد، قبل از ظهر محرم شده، نماز ظهر و عصر را در منا بخوانند و در صورت مشقت، بعد از نماز محرم گردند.» 3گويا در اين مسأله از استاد خويش تبعيت كردهاند، مرحوم محقق داماد پس از بحث از روايات، چنين نتيجه گرفتهاند:
«فتبنّ أنّ الحقّ هو الوجوب بلا احتياج اِلىٰ التصرف فيالرواية» . 4
بر اين حكم الزامى، حكمهايى را نيز به صورت احتمال مطرح كردهاند: مثل: