165
روايت على بن يقطين:
سألت أبا الحسن عليه السلام عن الرجل يصلّي خلف من لا يقتدى بصلاته والامام يجهر بالقرائة، قال اقرأ لنفسك وان لم تسمع نفسك، فلا بأس» . 1
«از امام رضا عليه السلام دربارۀ مردى پرسيدم كه پشت سر كسى كه به او اقتدا نمىشود نماز مىخواند، در حالى كه امام جماعت قرائت را بلند مىخواند. حضرت فرمود: قرائت را براى خودت بخوان هرچند خودت نشنوى.»
سند روايت صحيحه است و اما دلالت ربطى به تقيه ندارد؛ زيرا راجع به امام جماعت فاسق شيعه است و مانند اين روايت بسيار است.
روايت فقه رضوى:
ولا تصلّ خلف أحدٍ إلّاخلف رجلين أحدهما من تثق به وتدين بدينه وورعه، آخرٌ من تتّقي سيفه وسوطه وشرّه وبوائقه» . 2
«پشت سر هيچكس جز دو شخص نماز جماعت نخوان 1 - كسى كه به دين و پرهيزكارى او ايمان دارى 2 - كسى كه از شمشير و شلاق و شرّ و دشمنى او تقيه كنى.»
دلالت روايت بر مدعا تمام است؛ زيرا امام جماعت در تقيۀ مداراتى نه مصداق شقّ اول است و نه مصداق شقّ دوم، چون گفته شد كه در تقيۀ مداراتى خوف از ضرر نيست تا از آن جهت تقيه محقق گردد.
اشكال در سند روايت است، چون ثابت نشده است كتاب فقه رضوى كتاب روايى باشد تا تا بحث از اعتبار سند آن شود.
روايت دعائم الاسلام
عن أبيجعفر عليه السلام لا تصلّوا خلف ناصب ولا كرامة أن تخافوا على أنفسكم. . .» . 3
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «پشت سر ناصبى و كرامتى نماز نخوانيد مگر اينكه ترس از جانتان داشته باشيد. . .»