156در پيشگاه خداوند از لغزشهايم شفاعت كن و منّت گزار بر من آنسان كه در عقلم نگنجد.
به ديدۀ خشنودى و رضايت بر من نظر كن و همواره از فضل خويش بر كوتاهىها و قصورم سرپوش بگذار.
مهر خويش با عفو فراگيرت بر من بگستران، اى مولا و سرورم، هرگز از تو روىگردان نخواهم شد.
توسل مىجويم و دست به دامن پيامبر برگزيده مىشوم؛ پيامبرى كه از شريفترين سير كنندگان در آسمانها و از اسرار خداى يكتا است.
او خداى زيبايىهاست، متعالى است خالق او، كه همتايش در جهان نتوانم يافت.
او از ميان آفريدگان بهترين است. مقام او در بين پيامبران، برترين است. مايۀ اميد همگان است و هادى است به سوى كمال.
در پشت سر او پناه گرفتم تا ببخشايدم خدايم. اين است گمان و اعتقاد من.
تا زندهام، مدح وستايش او است راه و رسمم. در نزد خداى عرش، دوستى او است رهنمون ايمانم.
پاكترين درودها بر او باد! با سلامهاى بىشمار.
و بر اهل بيت و يارانش كه صاحب مجد و عزّتند و اهل جود و درياى كرم.»