150داشته است.
2 - پاهاى اسماعيل بر زمين كشيده شده و بر اثر آن آب از زمين پديد آمده است؛ اين نيز با اخبار گذشته منافاتى ندارد كه اسماعيل پاشنۀ پا بر زمين ساييده باشد و جبرئيل از همان نقطه آب را خارج ساخته باشد، كه در اين صورت مىتوان از تصرف جبرئيل در اين امر با وساطت پاهاى اسماعيل سخن گفت. و اين طريق جمع شايد نيكوترين وجهى باشد كه مىتوان در اين باره بيان داشت.
همچنيناگر تنها از تأثير پاهاى كودك در اين امر سخن گفته شود، همانگونه كه گفتيم: آن نيز منافى با عقل و تجربۀ زندگى پيامبران خدا نيست؛ زيرا امور خارق عادت به هر شكل و در هر وضعيّتى، به اذن خداوند قابل تحقّق است؛ خداوندى كه عيسى را بدون پدر از مريم پديد مىآورد و در گهواره سخن بر زبانش مىنهد كه بگويد:
اِنِّي عَبْدُاللّٰهِ آتٰانِي اْلكِتٰابَ وَجَعَلَنِي نَبِيّاً
در ماجراى اسماعيل نيز كه پيامبر آيندۀ امّت ابراهيم و نياى خاتم المرسلين صلى الله عليه و آله است، با تأثير پاهاى او پديدۀ زمزم را به نمايش مىگذارد و اين امر با ساييدن پاى او بر زمين اتفاق مىافتد. اگر در اين كار مشكلى باشد در هر امر خارق عادتى مىتوان آن مشكل را مطرح كرد! امّا آنجا كه ارادۀ ايزدى تعلّق گيرد، همه چيز ممكن مىشود.
با اين همه، بيشتر روايات، صراحت ندارد كه ساييدن پاى اسماعيل بر زمين، عامل جارى شدن زمزم بوده و بيشتر سخن از نقش جبرئيل مىگويد و يا عامل جوشش آب به صراحت بيان نشده است و در هر حال اصل جريان قابل ترديد نيست.
پىنوشتها: