47روشن نيست كه آيا:
- مراد از «جمره» بنا و نشانههايى است كه امروزه به چشم مىخورد؟
- بنا و محل آن - هر دو - را جمره گويند؟
- وسعت آن تا چه مقدار و اندازه است؟ - آيا مقدارى كه امروزه ديده مىشود توسط پيامبر و ائمه عليهم السلام تعيين شده يا اينكه به مرور زمان توسعه يافته است؟
- اگر وضع شرعى ندارد، چرا نتوان بيش از اين توسعه داد؟
- و بالاخره قطر نشانهها تا چه اندازه مىتواند باشد؟ آيا تعيين شرعى دارد؟
روشن است كه هيچ يك از اين پرسشها در نصوص، مورد تعيين و تأييد قرار نگرفته است؛ از اين رو فقيهان نيز به سكوت از آن گذشته يا سخنانى مجمل و بىسند در تفسير آن ارائه كردهاند.
دوم: نظريۀ عدم تعيّن اصابت به نشانهها
به نظر ما براى امتثال تكليف رمى، بايد سنگ با قصد به طرف محل پرتاب شود و در نهايت به مَعْلَمها اصابت كند يا بر زمين اطراف مَعْلَمْ قرار گيرد و بيش از اين براى امتثال لازم نيست؛ به تعبير ديگر چند امر بايد تحقّق يابد:
1 - قصد
2 - پرتاب، يا آنچه در عربى بدان قذف و القا گفته مىشد.
3 - وقوع سنگ بر زمين اطراف معلم و نشانه، يا اصابت به نشانهها.
امر اول و دوم از معناى رمى به دست مىآيد؛ زيرا در لغت، رمى را چنين معنا كردهاند:
«رمَىٰ الشىء رمياً؛ ألقٰاه» . 1
«رمى كرد؛ يعنى افكند.»
در اين معنا «قصد و افكندن» نهفته است، از اين روى انداختن بدون توجه و از سر غفلت را رمى نمىگويند، چنانچه گذاشتن سنگ و ريگ را نيز رمى نخوانند.
امر سوم از احاديث و روايات به دست مىآيد:
1 - محمد بن يعقوب، عن على بن ابراهيم، عن أبيه و محمد بن اسماعيل،