94كنند! آنها داراى كتاب (آسمانى) بودند و به اوس و خزرج وعده مىدادند كه به زودى از آن پيامبر، تبعيت خواهند كرد و به كمك او بر اوسيان و خزرجيان پيروز خواهند شد.40 اما ماجرا به عكس شد و اوس و خزرج در يارى پيامبر صلى الله عليه و آله و اطاعت از آن حضرت، بر يهود پيشى گرفتند و اين امر يهود را واداشت تا از ايمان به پيامبر و ياريش خوددارى كنند. ميان يهود افرادى بودند كه به محمد صلى الله عليه و آله ايمان آوردند، ايمانى راستين كه مصالح دنيايى يا شخصى آنان را به ترديد نينداخت؛ مانند يامين بن يامين،41 ميمون بن يامين كاهن،42 عبداللّٰه بن سلام كه كاهنى آگاه بود43 و از روى ايمان و اعتقاد به دين اسلام گرويد. در داستان مسلمان شدن او، تصويرى دقيق از تفكر يهودى وجود دارد؛ چون هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله با شكل گيرى اخلاقيات و تجارتشان با عقايد و ايمانشان در راه مصالح شخصى و دنيوى همزمان شد. اينك متنى را، كه برگرفته از نوشتههاى مورخان مسلمان است، دراين باره مىآوريم:
«نقل شده كه عبداللّٰه بن سلام گفت:
چون خبر آمدن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را شنيدم و از صفت و اسم و شكل ظاهريش آگاه شدم و زمانش را كه منتظر ديدنش بوديم، شناختم، در قبا خوشحال به انتظار نشستم، اما سكوت اختيار كرده بودم تا اين كه پيامبرخدا صلى الله عليه و آله به مدينه آمد. چون اين خبر راشنيدم تكبير گفتم. عمهام كه تكبير مرا شنيد گفت: اگر خبرى دربارۀ موسى بن عمران مىشنيدى چيزى بر آن نمىافزودى. عبداللّٰه ادامه مىدهد كه به او گفتم: عمه! سوگند به خدا كه او برادر موسى ابن عمران است وبر همان دينى برانگيخته شده كه موسى مبعوث شد. بى درنگ به قصد رسول خدا صلى الله عليه و آله خارج شدم و دين اسلام را پذيرفتم. سپس به سوى خانوادهام بازگشتم و به آنها گفتم كه مسلمان شوند! آنها نيز اسلام را پذيرفتند. . . و من اسلام خود را از يهود پنهان كردم و گفتم: اى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله همانا يهود قومى دروغگو هستند. اگر آنها خبردار شوند، بر من بهتان خواهند زد و از من ايراد خواهند گرفت» .44
پيامبر صلى الله عليه و آله اين ويژگى يهود را درك كرد. به همين سبب مىبينيم كه هنگام شروع به تنظيم اجتماع مدينه، يهود را در مكان مناسبى جاى داد و ضمن تصديق دين و اموالشان به هدايت آنها و بازگرداندنشان به دين اسلام به وسيلۀ صلح و همپيمان شدن با يكديگر مبادرت كرد45 و از آنها جز رعايت بى طرفى در جنگها و يا