93از روى پل به عاليه مىرود، ساكن شدند25 و خانههايشان تا قبا امتداد داشت.26 همچنين گروهى از يهود در نواحى شوط و عنابس و والج و زباله تا عين فاطمه ساكن شدند.27 اهل شوط قلعهاى بىمگس داشتند كه به آن «شرعبى» مىگفتند. اين قلعه بعدها از آنِ بنى جشم بن حارث بن خزرج اصفر، برادران بنى عبدالأشهل شد.28 اهل والج نيز قلعهاى در يك مايلى قنات داشتند.29
يهوديان صاحب ثروت و مقام بودند كه براى سكونت خود مناطقى از مدينه را آباد كردند، و اين زمانى بود كه هنوز روح برترى جويى و تكبّر بر همپيمانان عرب و مجاور خود در آنها وجود نيامده بود.30 اوس و خزرج اقدام به خوار كردن يهود نمودند و بعد از اين كه مركز خودشان را در مدينه تقويت كردند و با عموزادههايشان در شام به عنوان تكيهگاهى عليه نيروى يهود ارتباط پيدا كردند، قوّت آنها را شكستند.31 به همين سبب مالك بن عجلان بعد از آن كه فطيون پادشاه يهود كشته شد، به تنهايى براى دادخواهى به شام رفت.32 به نظر مىرسد كه اين حادثه نزديك هجرت اتفاق افتاده باشد؛ زيرا يكى از حاضران در جنگ بدر، فرزند مالك بن عجلان بود.33
غساسنۀ شام به سرعت، يارى رساندن به اوس و خزرج را پذيرفتند و نيرويى به فرماندهى ابوجبيله به يثرب فرستادند.34 سپاهيان در دامنه كوه احد فرود آمدند و به مقابله با يهود اقدام كردند و سيصد و پنجاه مرد مقاوم از آنها را كشتند.35
[
پيمانهاى يهود مدينه
]
و اينجا بود كه ضعف و سستى بر رؤساى يهود چيره شد تا آنجا كه نفوذشان از بين رفت و در نتيجه همپيمان اوس و خزرج شدند.36 يهوديان پس از آن كه از به كار بردن زور عليه اوس و خزرج نااميد شدند، تصيميم گرفتند ميان آن دو طايفه، حيلهگرى و دسيسه چينى كنند و هرچه خواستند كردند. پس جنگهاى زيادى ميان اوس و خزرج در گرفت كه هر دو را ضعيف كرد.37 تا زمان جنگ بعاث كه پنج سال قبل از هجرت بود،38 تمام نيروى اوس و خزرج فرسوده شد و آنها ناگزير متمايل به صلح گرديدند.39
اين صلح بر وحشت يهوديان افزود و بى درنگ دست به كار شدند تا آنها را از ايمان خود به ظهور پيامبرى در آينده آگاه كنند اما هيچگاه تصوّر نمىكردند كه اوس و خزرج، پيش از آنان، از آن پيامبر پيروى