116
حجّ در آيينۀ هنر و ادبيات
مؤلّف: احمد احمدى بيرجندى
براى آنان كه دوران سختى را گذرانده و به آرامش و آسايش رسيدهاند، بسى دشوار است كه گذشتههاى جانگزا را دوباره در ذهن تصوّر و تجسّم كنند و باز آيند به آنچه بر گذشتگان، گذشته است.
در زندگانى سبط اكبر، حضرت امام حسن عليه السلام مىخوانيم كه آن حضرت بيست بار پياده حجگزاردند؛ از مدينه تا مكّه.
بعد از گذشت چهارده قرن، امروز حجگزار، در راحتترين وسيله؛ يعنى هواپيماى غول پيكر، از خانهاش تا جدّه و بعد مدينه و مكّه، بُعد مسافت را كه هزارها كيلومتر است در سه ساعت يا كمتر و بيشتر طى مىكند و قدم بر زمين حجاز مىگذارد و در آغوش هتل فرو مىغلتد و از اطعمه و اشربۀ گوارا بهرهمند مىشود. هم نازش را مىخرند و هم نيازش را برمىآورند!
جنبههاى صورى و ظاهرى حج دگرگون شده است، امّا حقيقت حق و عظمت اين عبادت كه آن را تبلور تمام عيار اسلام دانستهاند، 1همچنان روشن و تابناك است.
در حج، مسلمان مؤمن با اين فريضۀ جامع از مادّيات، از تعلّقات؛ زن و فرزندان و شغل و خانه و زندگى جدا مىشود و بالاتر از همه آن كه از «خود» و «خويشتن خويش» رها مىشود و به سوى كوى «دوست» و مقام «قرب» هجرت مىكند و سر بر خط فرمان مىنهد و از گام