103
ديدگاه دانشمندان اهل سنّت:
جلالالدين سيوطى صاحب تفسير «الدرّ المنثور» و كتابهاى زياد ديگر و از بزرگترين شخصيتهاى علمىِ اهل سنّت، در اين باره بحث مفصّلى دارد كه اينك خلاصۀ آن را مىآوريم:
او مىگويد: قبل از اسلام، همانگونه كه در جزيرةالعرب گروهى از مردم مانند ورقة بن نوفل و زيد بن عمرو بن نفيل بر توحيد و يگانهپرستى پايدار بودند، خاندان پيامبر و پدر و مادر او هم از «حُنَفا» و در دين جدّشان حضرت ابراهيم عليه السلام بودند و بر آيين او عمل مىكردند.
سيوطى اضافه مىكند: گروهى از علماى ما دربارۀ اجداد رسول خدا صلى الله عليه و آله بر همين عقيده هستند كه از جملۀ آنها است امام «فخر رازى» . او در تفسير خود «انوار التنزيل» چند دليل بر اين مطلب آورده است:
1 - الَّذي يراكَ حينَ تَقُومُ، وتَقَلُّبَكَ في السّاجِدين . 1«خدايى كه تو را مىبيند، آنگاه كه به عبادت بر مىخيزى و آنگاه كه در ميان سجدهكنندگان منتقل مىگردى.»
فخر رازى مىگويد: به عقيدۀ مفسّران منظور از «تقلّب و جابجا شدن در ساجدين» انتقال نطفۀ پيامبر از صُلب سجده كننده و موحد و خداشناسى است به صلب سجده كننده و موحد ديگر. و اين آيه دليل است بر اين كه همۀ پدران پيامبر، موحد و خداشناس و از كسانى بودند كه به پيشگاه خداوند يكتا سجده و ستايش مىكردند.
2 - «لَمْ أزَلْ أنْقُل مِن أصلابِ الطّاهِرينَ الىٰ أرحام المطهّرات» .
«من هميشه از صلبهاى پاك به ارحام پاك منتقل شدهام.»
در قرآن مجيد هم مىفرمايد: إنّما المشركون نجس و اگر اجداد و جدّههاى پيامبر مشرك بودند، پاكى آنها را تأييد نمىكرد.
سيوطى پس از نقل دلايل ديگر از فخر رازى، مىگويد: فخر رازى كه به ايمان و قداست اجداد پيامبر معتقد است و اين دلايل را بيان كرده، در عظمت و شخصيت وى همين بس كه بزرگترين امام و پيشواى دينى و يگانه شخصيت علمى و تنها پاسخگوى سؤالات مختلف علمى دانشمندان دوران خود مىباشد.
سيوطى آنگاه در تأييد نظريۀ فخر رازى به بيان چند دليل عقلى و نقلى ديگر مىپردازد