36اين شعائر را به صورت رمز از آن طلايه داران توحيد تقليد مىكند و با خداى خود عهد مىبندد كه - هر چند در روزگار واپسين آمده است - او نيز جزئى از اين تاريخ باشد.
حج كننده با خداى خود عهد مىبندد كه هر گاه احساس نياز شود او نيز زندگى موجود خود را فدا خواهد كرد تا به حق نزديك شود و از راحت و رفاه چشم پوشيده و قناعت و ساده زيستى را شعار ساخته و براى خدا سعى و تلاش نموده و چون پروانه بر گرد شمع توحيد بگردد و تقليد و پيروى شياطين را رمى نموده و دين خدا را محور حركت خويش ساخته و در برابر آنچه پيشرفت و عظمت دين اقتضا كند سر تسليم فرود آورد.
حاجى به زبان حال و قال چنين مىگويد: اگر ضرورت ايجاب كرد آمادگى دارد به خاطر اين دين پذيراى هر نوع حادثه و رنجى باشد كه يك انسان توان تحمّل آن را دارد؛ يعنى حاضر مىشود فرزند خود را در راه جلب خشنودى خداوند قربان كند.
هجرت ابراهيم از عراق به سوى مكه و وقايعى كه در آنجا رخ داد، يك طرح عظيم و گرانقدر الهى بود كه حدود دو هزار و پانصد سال قبل از «ظهور اسلام» آغاز گرديد.
خلاصۀ اين طرح اين بود كه شرك قرنها بر انديشۀ بشرى سايه افكنده تا بدانجا كه هيچيك از شاخههاى زندگى بشر از تأثير شرك مصون نمانده بود. نتيجه آن كه تسلسل فكرى شرك، طول قرنهاى پياپى ادامه يافته و هر نوزادى در اين برهۀ تاريخ چشم به جهان مىگشود با انديشۀ شرك متولّد مىگرديد و با آن نشو و نما مىيافت و بدين جهت بود كه نداى پيامبران به دعوت توحيد در آنها تأثير قابل ذكرى نداشت.
خداوند متعال در سرزمين مكه طرحى افكند تا نسل جديدى از انسانها پديد آيند كه از تأثيرات محيط شرك دور باشند و به طور آزاد و خارج از فضاى تسلسل فكرى شرك بينديشند. مناسب ترين نقطه براى اين هدف سرزمينى بود كه از آن فضاى فكرى دور مانده و انسانهاى مشرك در آنجا حضور نداشته باشد. براى اين منظور مناسبترين نقطه، سرزمين عرب باديه نشين بود كه در جهان آن روز بريده و در فضايى بسته مىزيستند و از فكر و فرهنگ حاكم آن عصر مصون مانده بودند. آرى اين سرزمين خشك و سوزان براى اين هدف برگزيده شد.
انسان نخستين كه براى ايجاد نسل جديد در اين نقطۀ بيابانى تفتيده، برگزيده مىشود بايد كه با درك اين مطلب كه زندگى خود را بايد به بهاى ماندن در آنجا فدا كند، آمادگى