37سرپرستى حسن انتظام و انجام فريضه حج و سياستگذارى آن و رسيدگى به امور حجاج بيتاللّٰه است كه در موسم گردهمايى عظيمى را تشكيل مىدهند و به راهنمايى فكرى و دينى و سياسى و اقتصادى مىپردازند و بدون سرپرستى، دستخوش تشتّت و گاه سردرگمى خواهند شد و عناصر مغرض از اين فرصت سوء استفاده خواهند كرد. و شايد بدين لحاظ به امارت حج تعبير كردهاند؛ زيرا امارت نوعى امر و نهى و فرماندهى است متناسب با شؤون اين فريضۀ بين المللى اسلامى و امير الحاج فرمانده است كه همانند يك فرمانده نظامى، سپاه توحيد را در جهت مقاصد عالى معنوى و انسانى، عبادى - سياسى فرماندهى مىكند. و اين خود رمز ديگرى از بعد سياسى اجتماعى حج است؛ زيرا اگر حج يكعبادت خالص بود به امارت نياز نداشت.
به طور خلاصه: ، امارت حج يكى از شؤون و مناصب امام است هرگاه داراى بسط يد باشد و وضعيت ايجاب كند، بدان اقدام خواهد كرد. انتصاب امير الحاج از سوى خلفا و حكام امرى متداول بوده چنانكه اميرمؤمنان - عليه السلام - انجام اين مسؤوليت را به والى خود در مكه مىسپردند و دراينخصوص، نامههايىبه قُثَم بن عباس نوشتهاند، در يكى از آن نامه ها چنين آمده است:
«اما بعد، فأقم للناسِ الحجَّ وذكّرهم بأيّام اللّٰه. . .»
«براى مردم حج را سر پا كن و آنان را به روزهاى خداوند تذكر ده. . و مردم مكه را امر كن كه از مسافران كه اسكان مىدهند اجاره نگيرند، چه، خداى سبحان فرمايد:
«در اين سرزمين آنان كه مقيماند و آنها كه از بيرون مىآيند مساوى اند.»
«سواء العاكف فيه والباد» ؛ «عاكف» كسى است كه مقيم در آنجاست و «بادى» كسى كه از نقاط ديگر به قصد حج به مكه مىآيد» . 1چنانكه ملاحظه مىكنيم، والى مكه نه تنها موظف به اقامه و سازندگى امر حج است بلكه مأمور است در امور اسكان و چگونگى آن دخالت كرده و از مردم بخواهد از زائران خانۀ خدا اجارهبها نگيرند.
چنانكه در ديگر روايات نيز توصيه شده كه مكه شهر مردم است و مردم اين شهر، خانههاى خود را به روى مردم بايد گشاده دارند و چنانكه تاريخ وحديث بيانگر است نخستين كسى كه اين حق را از زائران بيت سلب كرد معاويه بود كه دستور داد خانههاى مكه را با دربهاى مخصوصى محدود و محصور نمايند.
در نامۀ ديگر آن حضرت به قُثَم