98هم در مدينه از سوار شدن بر مركب امتناع مىورزيد و هميشه با پاى پياده حركت مىكرد و چنين مىگفت: «لا أركب فى مدينة دفنت جثة رسول اللّٰه فيها» ؛ «در شهرى كه پيكر رسول خدا - ص - در آن دفن شده است سوار مركب نخواهم شد.»
و هر وقت مىخواست حديث نقل كند وضو مىگرفت و محاسنش را شانه مىزد و با وقار و متانت در صدر مجلس مىنشست. چون علت اين اظهار وقار را از او جويا شدند، پاسخ داد: «احب ان اعظّم حديث رسول اللّٰه - ص -» ؛ «دوست دارم از حديث پيامبر - ص - تعظيم و تكريم بيشترى به عمل آورم.»
مناظرۀ مالك با منصور دوانيقى در توسل به رسول خدا - ص -
قاضى عياض در شفاء، از ابن حميد، يكى از شاگردان برجسته امام مالك نقل مىكند: در سفرى كه ابو جعفر منصور به مدينه نمود، در كنار قبر رسول خدا - ص - با امام مالك پيرامون مسألهاى بحث كردند.
منصور در اين بحث گاهى با صداى بلند صحبت مىكرد. مالك گفت: يا امير المؤمنين در اين مسجد نبايد با صداى بلند سخن بگويى: زيرا خداوند گروهى را با اين آيه نكوهش كرد:
«يا أيّها الذين آمنوا لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النبي. . .»
و گروه ديگر را با اين آيه مدح و تعريف نمود:
«إنّ الذين يغضّون أصواتهم عند رسول اللّٰه. . .»
و باز گروه ديگر را با اين آيه مورد ملامت قرار داد:
«إنّ الذين يُنادونك من وراء الحجرات أكثرهم لايعقلون»
مالكسپسگفت: احترامپيامبر ص - پس از مرگش، مانند حال حياتش، بر همۀ مسلمانان لازم است. منصور گفتار مالك را پذيرفت و سكوت اختيار كرد. سپس پرسيد:
اى ابوعبداللّٰه، به هنگام دعا كردن رو به قبله بايستم يا رو به سوى قبر پيامبر - ص -؟ مالك پاسخ داد: اى امير مؤمنان، چرا از پيامبر رو بر مىگردانى در حاليكه او در قيامت وسيلۀ شفاعت و آمرزش تو و پدرت آدم خواهد بود! آرى رو به سوى او كن و او را به پيشگاه خدا شفيع قرار ده تا خدا هم شفاعت او را دربارۀ تو بپذيرد؛ زيرا خودش فرموده است:
«ولو أنهم اذ ظلموا أنفسهم فاستغفروا اللّٰه واستغفر لهم الرّسول لوجدوا