93عاتكه در كنار بقيع و بىاساس بودن بقيع العمات و نداشتن دليل تاريخى بر اصالت آن مطالبى آورديم و از چگونگى انتقال آن به بعضى از سفرنامهها و كتابها آگاهى پيدا كرديم و دريافتيم كه همين نوشتهها براى بيشتر مردم سندى مىشود تاريخى. از آن بىاساستر، مسألۀ قبر «امّ البنين» است كه اخيراً پديد آمده و بعضى از زائران ايرانى به هنگام زيارت قبر صفيه، در مقابل قبر ديگرى كه در كنار آن است مىايستند و به عنوان قبر امّ البنين همسر امير المؤمنين نوحه سرايى كرده، ناله و ضجه سر مىدهند و به سر و سينه مىزنند، در صورتى كه اين نيز هيچ شاهد تاريخى ندارد، نه در منابع اصيل بلكه حتى در سفرنامههايى كه به زبان فارسى و غير فارسى، كه در يكى دو قرن اخير نگاشته شده، از اين مطلب خبرى نيست و شايد پيدايش آن به ربع قرن هم نرسد ولى مانند قبر عاتكه و بيت الاحزان در خارج بقيع، به سرعت و سينه به سينه منتشر شده و حتّى به بعضى از كتابها راه يافته است! 1آرى تنها مدرك اين موضوع، نوحهسرايى مداحان ونوحه خوانان در كنار قبر صفيه است كه: «ويك لا تدعونى أمّ البنين!»
بقاع پيشوايان اهل سنت در بقيع
تا اينجا پيرامون تعدادى از آثار و بقاع شناخته شده در بقيع، كه به شخصيتهاى مشترك اسلامى و مورد احترام در ميان همه گروههاى اسلامى بود و به وسيله وهابيان منهدم و تخريب گرديده، مطالبى نوشتيم و اينك با سه بقعۀ ديگر، كه در روى سه قبر متعلّق به پيشوايان اهل سنّت بنا گرديده بود و همانند ديگر بقاع به وسيلۀ وهابيان منهدم شدهاند آشنا مىشويم.
گفتنى است كه اين قسمت از بحث، گذشته از بيان چگونگى اين سه بقعه در طول قرنها و تاريخ تخريب آنها، بيانگر اين بحث كلامى - فقهى نيز هست كه در مسألۀ ساختن بنا بر روى قبور شخصيتهاى دينى و علمى، همۀ مسلمانان؛ اعم از شيعه و سنى همفكر و هم عقيده بودهاند و اين تنها گروه وهابيانند كه پس از قرنها پديد آمده و در مسائل متعدد اعتقادى؛ از جمله در اين مورد با مسلمانان به منازعه و مبارزه برخاستند و احياناً تصور نشود آنچه تا كنون از آثار در بقيع سخن گفته شده، به لحاظ اين كه بيشتر آنها متعلق به شخصيتهايى بوده كه براى شيعه بيش از ديگر مسلمانان مورد توجه بودهاند، بناچار اين آثار به وسيلۀ آنان