133و پس از آن كه نشانههاى جحفه از بين رفته به جاى آن رابغ ميقات اهل مصر و شام و همۀ كسانى كه از آنجا عبور مىكنند، گشته است» . در «التحقيق والايضاح» 1آمده است: ميقات دوم، جحفه است. . جحفه ميقات اهل شام است و آن، قريه مخروبهاى نزديك رابغ است. امروز مردم از رابغ محرم مىشوند و هر كس از رابغ محرم شود از ميقات محرم شده است زيرا رابغ كمى جلوتر از جحفه است.
در مورد آنچه در فقه السنه آمده: كه «رابغ ميقات اهل مصر و شام است. . .» بايد گفت: از بين رفتن نشانههاى ميقات هيچ وقت ميقات بودن آن را از بين نمىبرد و احرام پيش از آن، احرام قبل از ميقات محسوب مىشود كه تابع احكام قبل از ميقات است و بر حسب مورد يا حرام است - اگر نذر نكرده باشد - يا جايز است با كراهت و يا بدون كراهت. در اين مورد بهتر است به جاى ميقات «مَحْرَم» تعبير شود.
«ابن قدامه» در «المغنى» مىگويد:
«اگر ميقات، روستايى بود كه به جاى ديگر منتقل شده، جاى احرام همان محل اوّلى است اگر چه دومى نام آن را به خود گرفته باشد؛ زيرا حكم به محل اوّلى تعلق گرفته است و با خراب شدن آن، حكم از بين نمىرود. روزى سعيد بن جبير شخصى را ديد كه مىخواست از «ذات عرق» محرم شود، دست او را گرفت و از ميان خانهها و آبادى بيرون برد و پس از عبور از وادى او را به قبرستان برد و گفت: ذات عرق اين جا است» 2همچنين به فتواى مؤلف «التحقيق والايضاح» كه مىگويد: «هر كس از رابغ محرم شد از ميقات محرم شده است» اين اشكال وارد است كه احرام قبل از ميقات، باعث نمىشود محلى كه از آنجا احرام بسته شده ميقات گردد، چه به ميقات نزديك باشد و چه دور. دليل اين معنا اين است كه ميقات بودن پنج نقطۀ ياد شده، حكم توقيفى است كه با نص شرعى ثابت شده است و توسعه دادن حكم آنها به نقاط ديگر، اجتهاد در مقابل نص است كه از نظر عموم مسلمانان جايز نيست.
تغيير بعضى از راههاى ميقاتها
در مناسك جديد فقهاى معاصر، عباراتى نظير آنچه در زير مىآوريم ذكر شده است. كه در زمان ما خالى از ابهام و نارسايى نيست:
1 - ميقات سوم، جحفه است. جحفه ميقات اهل شام و مصر است و همچنين