149كردهاند 1و نظر كردن [ به ] آن موجب سرور و بهجت است. (صص 5-4)
2) بابهاى مسجد سى و نه است. در سمت بابالزيارة كه غربى خانۀ كعبه است، هفت در دارد و در سمت باب ابراهيم كه جنوب خانه كعبه است چهار در دارد، و در سمت بابالصفا كه شرقى خانه كعبه است هفده در است، و در سمت بابالسلام كه شمالى خانه كعبه است يازده در است.
(ص6)
3) ستونهاى مسجد؛ مجموع ميلهاى سنگى كه طاقها را بربالاى آن بنا كردهاند پانصد عدد است و از جمله آن پانصد ميل، يكصد و بيست و پنج آن سنگ كوچك، مثل آجرِ تراش كرده بربالاى آن كار كردهاند، و سيصد و هفتاد و پنج آن ستون يكپارچه است كه از سنگ سفيد استو بلندى هر يك تقريباً سه ذرع و نيم است. (ص 6)
4) چاه زمزم برطرف غربى كعبه است و چهل گز عمق دارد و دور سرش يازده گز است و بر سرش قبّه ساختهاند، ودو درخت مربع از چوب ساج گذرانيده و بر هر يك جهت آب مىتوان كشيد و آب آن شور است و اكنون در مكه آب روان است. مردم آنجا اكثر سياه چهرهاند و به تجارت مشغول و بر مذاهب مختلفه عمل مىكنند. (ص 6)
5) طوافگاه؛ صحن مسجدالحرام طوافگاه حجاج بود، چون خانۀ كعبه در ميان الصحن است و آن كه در جامعهاى بلاد در ميان صحن عمارتى سازند جهت مناسبت با مسجدالحرام و كعبه باشد. اكنون طول طوافگاه سيصد و هفتاد گز است در سيصد و پانزده گز. در بيرون مسجد يكهزار و پانصد و هشتاد گز. در حوالى آن خانقاه و مدارس و ابواب البّربسيار است؛ از جمله زاهد خمارتاش عمادى قزوينى جهت قزاونه 2خانقاهى ساخت و سىهزار دينار به حكام مكه داده تا اجازت دادند كه پنجره به مسجدالحرام گشود. و خانه به دار محمد بن يوسف منسوب بوده و مولد رسول اللّٰه آنجا اتفاق افتاده، به طرف مسجدالحرام است و خيزران والدۀ هارون الرشيد آن را با مسجد ساخت؛ يعنى ولادتخانۀ حضرت محمد - ص - در كوچۀ [ اى ] كه مشهور به شعب أبوطالب بود؛ همان خانه برحسب ميراث به حضرت رسول منتقل شد (!) حضرت آن خانه را داخل سراى خود كردند و بيضا مىناميدند، بعدها هارونالرشيد آن خانه را خريده داخل مسجد نمود.
(صص8-7)
6) جبل ابوقبيس؛ كوهى است