147كتابهاى كتابخانۀ آستان قدس رضوى، مجموعۀ خود را تكميل و نسخۀ دستوشتهاش را به گنجينۀ خطى آن كتابخانه اهدا مىكند. خود مؤلف در اين باره، در صفحۀ 246، در بخش «حرم چهارم از كتاب جنات ثمانيه» اين چنين مىگويد:
«و بعد چنين گويد بندۀ كمترين، تراب اقدام واعظين، الراجى الى فضل ربّه العفوّالغافر، محمد باقر بن سيد مرتضى الحسينىالخلخالى - عفىاللّٰهعن جرائمهما - كه قريب به پنج - شش سال بود كه در خواطر خلجان مىكرد و مدام طالب و راغب اين مرام بودم كه تأليفى در شرح قبور و تذكره مزارات ترتيب داده شود و در عرض اين مدت مختصرى به عنوان فهرست ترتيب داده آنچه به مرور ايّام از وقايع و احوال به دست مىآمد به طور اشاره و اجمال ثبت مىشد و پيوسته منتظر فرصت و مترصد قدرت بودم كه تتفصيل را توصيف دهم ولى در محال خلخال؛ وطن اين شكسته بال كه مالامال محنت و ملال بود، كثرت مشاغل و موانع و قلت بضاعت و كتبى كه در اين صناعت از هر قبيل ضرور و لازم است مانع بود تا در اين ايام خير انجام كه تاريخ هجرت در سال هزار و سيصد و بيست و هفت سفر ارض اقدس و مشهد مقدس نموده و مدتى در آستانۀ مباركۀ حضرت ثامن الائمه على بن موسىالرضا - عليه الآف التحية و الثناء - رحل اقامت انداخته. . .»
مؤلف نوشتن اين كتاب را در سال 1327 ه. آغاز و در سال 1331 ه. در 403 ورق به پايان برده است. آگاهيهاى ما دربارۀ سال تولد، وفات، وضعيت تحصيلى، سفرهايش به كشورها، موقعيت علمى و اجتماعى و ديگر مسائل مربوط به زندگانى خصوصى او بسيار اندك و از حد نوشتههاى مؤلف در كتابش فراتر نمىرود. وى واعظى كم آوازه و در شهرستان كوچك خود به وعظ و ارشاد مشغول بوده است، اما انگيزه نگارش كتاب در او بيشتر به منظور ثبت برخى از مشاهدات خود از اين بقاع بوده است. گو اين كه او هرگز در كتابش يادى از سفرهاى خود نمىكند ليكن بررسى نوشتههايش در حرم اول (مكه) و حرم دوم (مدينه) نمايانگر سفر او به اين دو شهر است و اطلاعات خود را غالباً از روى مشاهدات مستقيم و نه مسموعات (البته در برخى موارد به كتابهاى تاريخى و گفتههاى ديگران استناد مىكند) در اختيار خواننده قرار مىدهد. تنها اشارهاى كه به اعتقادات نويسنده مىتوان كرد آن است كه او هنگام