124
حج در ادب فارسى
خليلاللّٰه يزدانى
حج در آينۀ شعر فارسى
در شعر و ادب فارسى، حج و كعبه و ديگر اماكن مقدّسه، جايگاهى ويژه و بس والا دارد و سخنوران و اديبان، هر يك از زاويۀ خاص به آنها توجّه كردهاند. برخى از ديد عرفانى بدانها نگريستهاند و در اين بعد آثار ارزندهاى از خود به جاى نهادهاند. بعضى از ديد اجتماعى با آن سخن گفته و يادگارهاى ذىقيمتى براى نسلهاى بعد از خود باقى گذاشتهاند.
شهرت حج و كعبه و ديگر اماكن مقدّس و ارزش معنوى آنها در نظر شعرا و ادباى ايران، آن چنان بوده و هست كه از آنها به عنوان معيار برترى و ارزشمندى در مدايح خود استفاده كرده و به صور گوناگون در مخيّلۀ پوياى خود از آنها تصويرهايى بديع آفريدهاند و آن همه را با تشبيه و استعاره و كنايه و ديگر صور خيال بيان كردهاند.
ما خواهيم كوشيد دريافت و تعبيرات بعضى از شعرا را در هر قرن، در اين رساله به اجمال بررسى كنيم. بديهى است تحقيق دربارۀ همۀ شعرا و نويسندگان مقدور فرصت كم و بضاعت مزجات اين بنده نخواهد بود، به ناچار از هر چمن گلى انتخاب خواهد شد. و سعى خواهيم كرد ترتيب تقدّم و تأخّر زمانى را رعايت كنيم.
1 - رودكى، از قديمىترين شعراى پارسىگوى ايران است، اين شاعر تيرهچشمِ