93
هيهات منك قعيقعان و بَلْدح
«چه بسيار قعيقعان، بلدح، جنوب اثبره، بطن عساب، هاوتان، كبكب، جتاوب، بعوص، اقراعِ اشقاب از تو دور هستند!»
البته «بطن كساب» درست است نه بطن عساب؛ زيرا كساب كوهى است در كنارۀ وادى ملكان كه هنوز بدين نام شناخته مىشود و همان كوهى است كه عمر بن ابى ربيعه دربارهاش گفته است: حى المنازل قد عمرنا خرابا بين الجرير و بين ركنه كساباً
«منزلگاههاى ميان جرير و ركن كساب ويران شده است»
ليكن كسى را نديدهام كه جايى به نام «عساب» بشناسد.
ثبير احدب
اين كوه در سمت شمال ثبير نصع و ميان كوههاى ثَقَبَه و طارقى، در شمال مزدلفه، واقع شده است. ولى حدودش به آن پيوسته نيست. وادى اُفٰاعيه، كه از ميان ثبير غينا و حِرا مىگذرد و دهانۀ وادى ابراهيم را تشكيل مىدهد، از آن چشمه گرفته است سيل آن به مسجدالحرام زيان مىزد؛ زيرا از كوههاى سر به فلك كشيده سرچشمه مىگرفت. لذا وقتى «العدل» ساخته شد، آب افاعيه را به «صفراء اليوم» كه در مكة السدر واقع شده برگرداندند و اين آب از آنجا به «فخ» و از آنجا به «بلدح» مىرود.
ثبير النصع كوهى بزرگ است كه از سمت شمال و شرق بر مزدلفه مُشرف است و كوه مزدلفه نيز ناميده مىشود و ميان آن و «مأزمين» مرغزارى به نام «رقع المرار» فاصله مىاندازد.
ثبير الزِّنج
ازرقى دربارۀ علت اين نامگذارى مىگويد كه زنگيان مكه از آن هيزم برمىگرفتند و در كنارش به بازى مىپرداختند. امروزه اين كوه به «مسفله» معروف است. البته نامهاى ديگرى دارد، چون كوه عُمَر - كه به بخش مشرف بر شُبَيكه گفته مىشود و ريع الحفاير آن را