142ضرورى مىنمود به كار برد. صربها به بوسنى و مسلمين تجاوز كردند. اگر بوسنويها سلاح به دست در مقام رويارويى با آنها برآمدند آيا چاره جز اين داشتند؟ آيا ما بايد دست روى دست بگذاريم و كشتارِ دسته جمعى نسبت به مسلمين اين ديار را ناديده انگاريم؟ ! اين مسيحيان هستند كه در سايۀ قدرت نظامى، حقوق جوامع بشرى را زير پا نهاده، و لحظه به لحظه بر طغيان و تجاوز خود مىافزايند، و اينان با داشتن حقِ «وتو» دنياى آرام مستضعفان را بىوقفه به اضطراب و ويرانى مىكشانند.
آنگاه راجع به تركيه تا زمان حكومت عثمانى عقب نشستيم و دورنمايى از قدرت و توان اقتصادى و نظامى اين امپراتورى را براى او تصوير كرديم كه تقريباً بر سه قارۀ جهان در سايۀ امپراتورى اسلام حكومت مىكرد و با ابرقدرتهاى جهان روياروى مىگشت؛ و با توانى شگرف رعب و وحشتى در ميان كشورهاى نيرومند و دشمنان اسلام به هم رسانده بود، به گونهاى كه قدرتمندترين كشورها را به زانو درمىآورد؛ در آن دورانى كه اين حكومت با قرآن و اسلام پيوندى درخور توجه داشت و بعدها كه به تدريج فرهنگ غربى نفوذ خود را در اين امپراتورى آغاز كرد توان ادارۀ اين امپراتورى را از دست نهاد، و دفتر اين امپراتورى بسته شد و حكومتى لائيك و گسسته و بيگانه از دين به وسيلۀ مصطفى كمال آتاتورك در آن جايگزين اين امپراتورىِ نيرومند گشت و ضعف و ناتوانى تركيه به اوضاع اسفآورى منجر شد كه به عنوان نمونه در جنگ آمريكا با كرۀ شمالى بار بيشترين كشتهها و تلفات اين جنگ را تركيه به دوش مىكشيد و بيش از سربازان آمريكايى كشته داد و مىگفتند اين حكومتِ لائيك، سربازان اين جنگ را با دلار مبادله مىكرد. محصول فروپاشى حكومت عثمانى و پديد آمدن نظامى كه بكلى خود را از دين جدا كرد اين بود كه: ممالكى كوچك از قبيل عربستان سعودى، عراق، اردن، سوريه، لبنان و جز آنها، گسسته از يكديگر و بس ناتوان را به ارمغان آورد كه به صورت لقمههاى قابل خوردن و مطبوعى درآمدند كه اشتهاى جهانخواران را تحريك كرده و دانه دانه آنها را در كام ماسك حق به جانب نماى استعمار فرو بلعيدند.
قطعاً اگر اين امپراتورى كه - تا حدودى با اسلام پيوندى استوار داشت - بر سر پاى مىماند، صربها سوداى گستاخى و تجاوز بر بوسنى را در سر نمىپروراندند، و اينهمه جنايتى كه روى گرگهاى بيابان را سفيد كرده و جانوران درندهخو را شرمنده مىسازد پديد نمىآوردند.