1191 - جهت نخست آن كه سعودىها در جبهۀ سياسى ياراى مقابله با جمهورى اسلامى و جهان اسلام را در خود نمىيابند؛ در نتيجه براى اين كه در مسير سياست خارجى بينالمللى خود دچار مشكل نشوند و تناقض قول و عمل را براى جهانيان آشكار نكنند، از اين كار؛ يعنى تبليغ رسمى مستقيم تحاشى مىكنند.
2 - جهت ديگر اين كه سعوديان از نفوذ بيش از حدّ مُفتيان و مبلغان وهابيت ناخرسندند و براى آن كه، توازن حفظ سلطه را براى خويش مصون دارند، مجادلهها و شعارهاى توخالى و سرگرم كنندۀ نجديان را به آنان سپردهاند تا در نتيجه، هم حكومت را از دخالت آنان دور نگهدارند و هم براى مماشات سياسى در صحنۀ سياست جهانى پيوسته براى خود درى مفتوح نگهدارند؛ از اين روى و با انتخاب چنين رويهاى، به صحنۀ فرهنگى و علمى عنايت خاص مبذول مىشود.
البته نبايد از نظر دور داشت كه سعوديان اكنون داعيۀ رهبرى جهان اسلام را دارند، آنان با فراخوانى بسيارى از متفكران و گسترش دامنۀ نشر، در جهت حاكميت فكرى جهان اسلام نيز گام برمىدارند و اين شايد مهمترين و يا يكى از مهمترين عوامل رويكرد اينان به فرهنگ و كتاب باشد.
نگرش كوتاهى به محتواى آثار نشر شده، نشان مىدهد كه جهتگيرى كلى آثار نشر يافته؛ اعم از تحقيق متون، تصحيح آثار كهن و تكنگاريهاى موضوعى، بيشتر بر محور انديشۀ حاكم، سلفىگرى تنگ انديشانه و وهابىمآبى موجود دور مىزند. تحقيق و نشر آثارى مانند كتاب «التوحيد» ابن خزيمه، «العظمه» ابوالشيخ و. . . در جهت ياد شده است. البته در كنار اين مجموعه، آثار مهم تاريخى، رجالى و تفسيرى ديگر نيز نشر يافته است.
نگارش آثارى مانند «صفات اللّٰه بين الاثبات و التأويل» و «رؤية اللّٰه» كه از آثار نشر يافتۀ «جامعة امّالقرى» است و. . . نيز با اين آهنگ به قلم آمده است.
مىتوان گفت كه نويسندگان سعودى حضورى جدّى در صحنۀ انديشه و فرهنگ دارند، امّا باز هم در جهت به اصطلاح سلفىگرى و دفاع از موضع سلف و برنتابيدن سخن نو و انديشۀ تازه و گر چه در چگونگى ميراث گذشته باشد.
موضعگيرى تندى در اين آثار دربارۀ دگرانديشان به روشنى پيداست، نقدهاى تند عليه «ناصرالدين البانى» - كه از سلفيان شام و مخالف اينان است - نشانگر اين جريان تواند بود.