131لودويكو در فصلى از كتاب خود به مراسم حج پرداخته، مىگويد: در مركز شهر مكه عبادتگاه بسيار زيبايى قرار دارد كه ساختمانى است شبيه كولوسيوم در رم، با اين تفاوت كه از آجر پخته ساخته شده است نه سنگ، و اين معبد (مسجدالحرام) يكصد دروازه دارد.
او آنگاه به وجود ساختمانى در ميانۀ مسجدالحرام اشاره مىكند، بى آن كه نام آن را كه كعبه است بياورد، و مىگويد مردمان هنگام گردش بدور آن، از خداوند طلب آمرزش مىكنند و اين ساختمان - كه از آن به نام برج ياد مىكند - داراى درى است نقرهاى كه در بلندايى به قامت يك انسان قرار دارد.
او سپس به توصيف چاه زمزم مىپردازد و مىگويد: بر روى آن قبۀ زيبايى قرار دارد و عمق چاه برابر با 70 قامت انسان است و همواره 6 يا 7 نفر در اطراف آن ايستاده و مردمان را از آب آن سيراب مىكنند، و اينان بر سر هر يك از حجاج - هى چند لباس او حرير و گرانقيمت باشد - سه سطل آب زمزم مىريزند؛ بگونهاى كه از سر تا پاى حاجى را فرا مىگيرد.
4 - غلامى پرتغالى
در تموز ( \جولاى) سال 1565 م. غلامى گمنام از پرتغال به مسافرت حج پرداخت و سفرنامهاى از خود بر جاى گذاشت. اين سفرنامه گو اين كه مختصر و فشرده است ليكن توصيف دقيقى را از مكه در اختيار ما قرار داده است و در سالهاى اخير بود كه سنيور ديلاويدا اين سفرنامه را كه در حاشيۀ يكى از كتابهاى خطى عربى موجود در كتابخانۀ واتيكان به شمارۀ 217 كشف نمود. بنابر آنچه كه در سفرنامه آمده است، او در آخرين روز ماه حزيران (اوگست) از رابغ به سوى مكه رفته است. او در اشارهاى به احرام حجاج مىگويد: مسلمانان لخت و عارى از لباس به مكه وارد مىشوند.
5 - هانس وايلد
در نيمههاى قرن شانزدهم نيز جهانگردى آلمانى به نام هانس وايلد به سفر حج رفته است. اين آلمانى را تركان عثمانى در هنگارى ( \ بلغارستان) به اسارت گرفته و سپس او را