130اعراب با دادن 1500 نفر تلفات، فرار را بر قرار ترجيح دادند. لودويكو علت شكست اعراب را از سويى شجاعت و فداكارى و لياقت سربازان مماليك و از سوى ديگر غير مسلح بودن اعراب - كه حتى گروهى از آنها لخت بودند - مىداند.
خانم ايزابيل بورتون 1در شرح سفرنامۀ لودويكو آورده است: اعراب بدوى حجاز در آن سالها (سال 1873) بيش از پيش قدرت و جرأت تعرض به قوافل و كاروانها را يافتند؛ زيرا در حملات خود از باروت و تفنگ كمك مىگيرند، از اين رو تنها راه دفع شرّ آنها و كاستن از قدرت تعرضى ايشان، همانا جلوگيرى از واردات اسلحۀ آتشين و سرب براى آنها است.
لودويكو پس از انجام مراسم حج و زيارت مدينه توانست با خباثت و زيركى از كاروان بگريزد و خود را به جده رسانده و از آنجا از راه دريا خود را به ايران برساند. او در شرح فرار خود مىگويد: پيش از آغاز سفر كاروان شاميان، در منزل يكى از مسلمانان مكه مخفى گرديدم - و از قضا شانس هم به مددم رسيد و يكى از نزديكان صاحب خانه نيز به من علاقمند شد و مرا در مخفى شدن و فرار كمك نمود - و تا هنگام دور شدن كاروان در آنجا ماندم.
وى در بخشى از سفرنامۀ خود، به توصيف مكه پرداخته مىگويد: شهرى است زيبا و پر جمعيت، چون در آن 6000 خانوار زندگى مىكنند، خانههاى بسيار زيبايى همانند خانههاى ايتاليا دارد. برخى از آنها گرانقيمتند و ارزش آن برابر 3 تا 4 هزار دوك است. در اطراف مكه، دژ و حصارى وجود ندارد؛ زيرا كوههاى اطراف دژهاى طبيعى مستحكمى براى شهر بشمار مىآيند، شهر مكه داراى چهار دروازۀ ورودى است و وقتى كاروان حاجيان شام به مكه رسيد، كاروان مصريان پيش از آنها وارد مكه شده بودند. در آن كاروان 46 هزار شتر وجود داشت و يكصد غلام به حراست و نگاهدارى از كاروان مشغول بودند. خداوند نفرين خود را بر اين شهر فرود آورده است؛ زيرا هيچ گياهى در اين شهر نمىرويد. نه درختى دارد و نه سبزهاى، هيچ چيز، صحرايى است لم يزرع كه مردمان ساكن آن مجبورند احتياجات خود را؛ از خوراك و جز آن، از راه درياى سرخ و از قاهره وارد كنند.
لودويكو در سفرنامۀ خود از زيادى زائر و تنوّع مليتها و جنسيتهاى آنان، اظهار تعجب مىكند و مىگويد: پيش از اين هرگز در هيچ نقطهاى از زمين اجتماعى به اين عظمت و زيادى را مشاهده نكرده است.