119«جمعيت اتحاد و ترقى» بر شؤون دولت، سلطنت و ايالات دولت عثمانى، پس از پيروزىاش در خلع سلطان عبدالحميد است.
در توصيف مكه در سال 1327 كه موضوع اين نوشتار است، خواننده كوششى در راستاى پيرايش سفرنامۀ مؤلف از هرآنچه بدور از توصيف صرف است خواهد ديد؛ نظير بازتاب احساسات شيخ در توصيف، انجام مناسك حج و نقد وى از جريانات و اشخاص به نيكى و يا بدى و هر نوع حاشيهپردازى كه در توصيف مكه در سال 1327 نيازى بدان نيست.
* * *
در جدّه حاجيان توصيه به زيارت قبر حوّا مىشدند. پارهاى به اين توصيه عمل مىكردند و گروهى ديگر مستقيم رفتن به مكّه را ترجيح مىدادند. دو نوع قافله كه صبحگاهان از جده به مكّه حركت مىكردند فراروى آنان بود؛ قافلههاى شتر و قافلههاى الاغ.
قافلههاى شتر در دو روز و قافلههاى الاغ تنها در 12 ساعت، تا مكه را طى مىكردند.
آنان كه بار و بنه فراوان داشتند؛ قافلههاى شتر و آنان كه زاد و توشۀ كمترى داشتند قافلههاى الاغ را برمىگزيدند ليكن بسيارى براى آن كه فرمان الهى در «وَسٰارِعُوا» را عمل كرده باشند، قافلههاى الاغ را به علّت سرعتشان ترجيح مىدادند.
راه جدّه به مكّه، راهى شنى و تهى از هرگونه بنا است. در گرداگرد حاجيان، گسترۀ زمين تا آنجا كه چشمشان كار مىكرد پوشيده از شن بود و در دو سوى راه جز قهوهخانههايى كه از برگ درخت خرما ساخته شده و آشيانه ناميده مىشود، چيز ديگرى وجود ندارد. بعد از دو ساعت سفر در چنين بيابان شنى و ناهمواريهاى سنگى، كه در آن جز كوههاىِ سنگىِ سياه سوخته نيست، يك نوع گياه دارويى بهنام سنا و خارخسك رخ مىنمايد. بين جدّه و مكه جايى است به نام «حده» كه ساكنانى بدوى دارد و نيز مسجدى در نزديكى مكه موجود است.
در مكّه خيابان بزرگى است به نام خيابان شيخ محمود، شيخ محمود مراد از علماى بزرگى است كه به خاطر كتابهايش شهرتى دارد. و در مكه مقيم است. وى كتاب «المكتوبات» امام ربّانى را به عربى ترجمه كرده و كتابى نيز به نام تلفيقالأخبار به زبان عربى، در موضوع تاريخ، دارد. شيخ محمود مراد به سه زبان دينى مشهورِ عربى، فارسى و تركى تأليفات دارد و به اين سه زبان خوب سخن مىگويد ومىنويسد. اين شيخ از نژاد تاتارى از منطقۀ قازان است