105به سرپرست و رهبر آن بستگى داشت و بالطبع موفقيت يا شكست آن، براى مردم مكه تأثير فراوانى به دنبال داشت.
اينجاست كه مىبينيم چگونه ابوسفيان براى نجات كاروان قريش، كه از سرزمين شام مىآمد، مسير آن را منحرف ساخت و آن را از مسلمانانى كه در مسير آن كمين كرده و منتظر رسيدن آن بودند دور نمود. بديهى بود اگر آنان بر اين كاروان دست مىيافتند، خسارت و زيان فراوانى به قريش مىرسيد.
تجار قريش تنها به دو سفر تجارتى ياد شده اكتفا نمىكردند بلكه در كاروانهاى كوچك به امر تجارت تخصصى مىپرداختند. بعضى از آنان براى تجارت به سوى عراق، حيره و انبار و بعضى به حبشه و عدهاى به يمن مىرفتند.
اخباريون اسامى تعدادى از اين تجار و خاندانها را، كه اين اماكن و سرزمينها را ديده و در آن به تجارت پرداختهاند، را به دست مىدهند. هر دو طرف در ميان يكديگر خويشى داشته و يا پيمانها و عهدنامههايى با بزرگانى كه كاروان خويش را به آن سرزمينها مىآوردند، بسته مىشد، چنانكه ما اين امر را در جزء هشتم اين كتاب با عنوان «تاريخ العرب قبل الاسلام» بيان كرديم.
بيشتر اين تجار، از مسائل سرزمينى كه براى تجارت به آن مىرفتند آگاهىهايى داشتند. آنان لوازم نفيس تجارتى كه مورد نياز و پذيرش ثروتمندان و اغنياى مكه و جاهاى ديگر بود را به اين ناحيه وارد مىكردند. ما در كتب لغت، اسامى لوازم و ابزارهايى كه ريشۀ آنان به زبان فارسى، يونانى، سريانى، هندى و حبشى برمىگردد را ملاحظه مىكنيم و اين امر بالطبع دليل روشنى براى اين اتصال و ارتباط مىباشد كه حتى بعضى از اين اسامى تا امروز نيز مورد استعمال و استفاده هستند.
بعضى از ثروتمندان مكه تنها به تجارت اكتفا نمىكردند، بلكه توجه خويش را به زمين و زراعت نيز معطوف مىساختند.
آنان با رؤساى طائف در كاشت درختانى مثل انگور و ميوهجات سهيم شده، به رهن يا اجارۀ مزارع پرداخته و بدين وسيله بر ثروت خود مىافزودند و حاصل اين زراعت را به شهر خود آورده و به كسانى كه نيازمند آن بودند، به بهاى سنگينى مىفروختند. اين ثروتمندان، زمستان را در طائف، در اوقات خوب به ييلاق گذرانيده و خود را از حرارت