103ثروتمندان مكه و بزرگان آنان، در خانههاى بسيار عالى كه با زينتها و زخارف تزيين و با لوازم و اثاثيۀ مناسب مفروش شده بود، زندگى مىكردند. آنان بر در خانههاى خود پوششها و پردههاى منقوش آويزان كرده و يا ديوار خانهها را با اشكال و تصاوير و نقوش مىآراستند، 1و از ظروف طلا و نقره و اشياء نفيس كه از خارج مىآمد استفاده مىكردند.
اما بيشتر مردم مكه خانههايشان از گل يا تنۀ درختان يا مو و پوست شتران يا مشابه آن بود. 2اين خانهها بسيار كوچك و ساده بود كه نمىتوانست آنان را از سرما و گرما حفظ كند. اين امر بخاطر آن بود كه ايشان مالى در اختيار نداشتند. اين اوضاع باعث ايجاد دشمنى و حسد در بين اين دو طبقه در اجتماع مىگشت.
اغنياى مكه از مظاهرِ زندگى خوب، در اين دوران بهر برده و تا حد امكان از رفاه برخوردار بودند، تابستانها به مناطقى چون طائف و اماكن كوهستانى ديگر مىرفتند تا خود را از گرماى مكه رهايى بخشند. آنان در اين مناطق به شب نشينى نشسته لباسهاى رنگين و گرانبها و پاك مىپوشيدند. 3در تفريحات خود به بذل و بخشش پرداخته، شراب و نبيذ مىنوشيدند و اسراف فراوان مىكردند.
اما بيشتر مردم و ساكنين شهر كه «خضراء قريش» يا بندگان (رعيت) خوانده مىشدند 4چيزى در تملك نداشتند بلكه حتى دسترسى به نان جو نيز براى آنان دشوار بود. ثروتمند مكه فردى قسىالقلب و سنگدل بود كه جز به خود نمىانديشيد.
حق هيچ كس را نمىداد. بر ضعيف مهر نمىورزيد و به او رحم نمىكرد. اموال يتيم و ناتوانان و ضعفا را غصب مىكرد، وجدانش او را نمىآزرد و سينهاش را به درد نمىآورد.
پس بديهى بود كه در اين هنگام فقراى مكه و موالى (بندگان) و آزادگانى كه داراى شعور و وجدان بودند، از اين افراد قسى القلب و سنگدل و متجاوز نفرت داشته باشند.
در مكه، طبقۀ ديگرى را مىيابيم كه ثروت افراد ياد شده را نداشتند ولى بالنسبه، از بيشتر شهروندان، توانمندى و ثروت بيشترى داشتهاند. همۀ آنان يا بعضى مالك هزاران دينار يا درهم بودند، در حقيقت به اين افراد در عرف آن عصر، طبقۀ متوسطۀ كوچك [Petitte baurg coiso] گفته مىشد.
ربا خواران ثروتمند، از جملۀ آنان