50و بعنوان ثانوى واجب.
2 - روايات دالّ بر وجوب، ظهور در وجوب دارد و روايات دالۀ بر استحباب با نص، دلالت بر استحباب مىكند، چون در بعضى از آنها تصريح شده است كه: استلام حجر سنت است؛ مثل روايات معاوية بن عمار، 1«. . . فقال هو من السنة» امام فرمود: «استلام حجر مستحب است.» بنابراين، طبق قاعدۀ حمل ظاهر بر نص، از ظهور آن دسته از روايات رفع يد مىشود. نتيجه، استحباب استلام حجرالاسود است نه وجوب.
3 - گرچه ظاهر بعضى از روايات وجوب استلام است، ليكن چون تسالم و اجماع فقها بر خلاف اين روايات است، لذا اين روايات قابل اعتماد نيستند، از باب اعراض مشهور، به همين جهت فقها طبق مفاد آنها فتوا ندادهاند.
حكم استلام حجر در مورد زنان
مرحوم بحرانى در «حدائق» آورده است: گر چه روايات دالّ بر استحباب استلام حجر، فراوان است، ليكن اين استحباب در مورد زنان تخصيص خورده 2و استلام در براى زنان مستحب نيست.
همچنين گروهى ديگر از فقها با توجه به روايات باب 18 وسائل الشيعه 3قائل شدهاند كه استلام حجر بر زنان مستحب نيست.
نگاهى بر روايات اين بخش
رواياتى دلالت دارد بر عدم استحباب استلام براى زنان؛ مثل:
عن أبى عبداللّٰه - ع - قال: «انما الاستلام على الرجل و ليس على النساء بمفروض.» 4امام صادق - عليهالسلام - فرمود: «استلام بر مردان است نه بر زنان.»
روايات ديگرى است در مقابل اين دسته از روايات كه دلالت دارد بر استحباب استلام براى زنان. مانند روايت ابن عباس كه گفت:
«عن ابن عباس ان النبى - ص - قال لعائشه و هى تطوف معه بالكعبه حين استلما الركن. . .» 5