49منها الاستلام.»
امام صادق - ع - فرمود: «خداوند تعالى چهار وظيفه و تكليف را از زنان برداشت كه يكى از آنها استلام حجر است.»
دلالت اين روايت بر وجوب استلام بر مردان، به تقريبى كه در روايت سابق گفته شد پرواضح است.
روايات ديگرى نيز ظهور بدوى در وجوب استلام دارد كه از ذكر آنها، به جهت عدم اطاله، خوددارى مىگردد (براى آگاهى بيشتر نك: ح2، باب3، ابواب طواف، و ح12، باب16، ابواب طواف.)
گروه دوّم: رواياتى كه دلالت بر استحباب استلام حجرالاسود دارد:
1 - سألت أبا عبداللّٰه - ع - عن رجل حجّ و لم يستلم الحجر، فقال هو من السنة.» 1امام صادق - ع - در جواب سؤال از مردى كه در حج حجر را استلام نكرده بود فرمود:
«استلام حجر مستحب است نه واجب.»
براى آگاهى بيشتر نك: روايات باب 13، 14 و 15 از ابواب طواف، ج9 وسايل الشيعه، مراجعه شود.
بين اين دو دسته از روايات تعارض وجود دارد كه بايد رفع شود.
راههاى حلّ تعارض
1 - حمل روايات دالّ بر وجوب، بر عنوان ثانوى وجوب احياء سنت رسول اللّٰه - ص - و جلوگيرى از معرفى شدن استلام به عنوان بدعت، شاهد اين جمع رواياتى است كه از آنها استفاده مىشود: اهل سنت استلام را بدعت مىدانستند؛ از جمله روايت عبداللّٰه بن سنان دلالت دارد كه مردى از آل عمر شخصى را كه استلام حجر كرده بود، با غضب و شدّت از حجر دور كرد و گفت: «بَطَلَ حجّك لانّ الذى استلمه حجرٌ لا يضرّ و لا ينفع.» 2از اين روايت و روايت 12 همين باب و نيز روايت 1 و 12 باب 16، استفاده مىشود كه استلام در نظر اهل سنت، بدعت بوده است. لذا روايات دالّ بر وجوب، بعنوان ثانوى احياء سنت رسول اللّٰه و جلوگيرى از ضايع شدن آن، صادر شده است. و حكم استلام به عنوان اولى مستحب است