152و غبارآلوده، بسوى من آمدهاند، آيا مىدانيد چه مىخواهند؟ فرشتگان گويند:
پروردگارا! از شما آمرزش گناهانشان را مىطلبند.
خداوند فرمايد: شما را به شهادت مىگيرم، همانا من اينها را آمرزيدم. پس از مكانى كه در آن وقوف كردهايد، آمرزيده و پاك باز گرديد. 1على - ع - فرمود: «از رسول خدا - ص - سؤال شد: كدامين يك، از عرفاتيان گناهكارتريناند؟ فرمود: كسانى كه از عرفات بازمىگردند و گمان مىكنند خدا آنان را نبخشيده است.» 2پيامبر - ص - فرمود: «برخى گناهان است كه جز در عرفات بخشيده نشود.» 3حسين بن على - ع - فرمود: «مردى يهودى خدمت پيامبر - ص - آمده گفت: اى محمّد . . . از ده سخن كه خداوند هنگام مناجات در بقعۀ مبارك به موسى عنايت نمود از شما مىپرسم - تا آنكه گفت - اى محمد از هفتمين آن خبر ده كه چرا خداوند مردم را به وقوف در عرفات پس از عصر فرمان داد؟ پس پيامبر - ص - فرمود: بدان جهت كه بعد از عصر ساعتى است كه آدم پروردگار خويش را عصيان كرد پس خداوند بر پيروان من وقوف و گريه و دعا را در بهترين جايگاه - كه همين عرفات است - واجب گردانيد و پذيرش دعا را بعهده گرفت و آن ساعت كه از عرفات كوچ كنند، همان ساعتى است كه آدم كلماتى را از خداوند دريافت كرد و توبه نمود، كه همانا او توبهپذير و مهربان است. يهودى گفت: راست گفتى اى محمد، پس ثواب كسى كه در عرفات ايستاده، دعا كند و به درگاه خدا زارى نمايد چيست؟ پيامبر فرمود:
سوگند به آن كس كه مرا به حق - بشارت دهنده و بيم دهنده - به رسالت برانگيخت، همانا براى خداوند در آسمان هفت در است: باب توبه، باب رحمت، باب تفضل، باب احسان، باب جود، باب كرم، و باب عفو، هيچكس در عرفات حاضر نمىشود مگر آن كه براحتى از اين دربها وارد شده، اين خصلتها را از خداوند مىگيرد. . . و براى خدا يكصد رحمت است كه تمامى آنها را بر اهل عرفات نازل مىگرداند. و آنگاه كه از عرفات برمىگردند، خداوند آن فرشتگان را به رهايى عرفاتيان از زير بار گناه و واجب شدن بهشت براى آنان، گواه مىگيرد، و هنگام بازگشت از عرفات ندا دهندهاى صدا مىزند كه: خداوند شما را آمرزيد، شما مرا راضى كرديد و من نيز از شما راضى شدم. آن يهودى گفت: راست گفتى اى محمد! . . .» 4