33شجره، قرار گرفته بودند. وقتى رسول اكرم - ص - در محاذات شجره قرار گرفتند، هاتف غيبى ندايى آسمانى سر داد و حضرتش را مخاطب ساخت:
«آيا اينگونه نبوده است كه قبلاً يتيم بودى و پروردگارت به تو پناه داد؟ و آيا اينگونه نبود كه گمراه (گمشده) بودى و با هدايت الهى مستقيم گشتى؟ اينجا بود كه در همان مكانِ شجره، رسول اكرم - ص - تلبيۀ معروف را در پيشگاه ربوبى ايراد نمود و اينگونه عرضه داشت: «انّ الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك لبيك.»
اين امر مبناى حركت از بيت المعمور بوده است، كه اسوۀ حركت از شجرۀ ميقات گشته و بر اين اساس است كه رسول اكرم - ص - احرام را فقط از آن مقطع آغاز كرد.
بررسى و تأمّل در مجموعه روايات اين بابت؛ خصوصاً روايت فوق، مشعر اين معناست كه همۀ اوامر شرعى و نواهى الهى، داراى سرّى تكوينى و رازى وجودى هستند و البته هر يك در عرصۀ وجود، به مقدار هستى خود در جهان تشريع، مؤثرند.
همانطورى كه آب در نظام هستى، درخت در عالم وجود و جماد در نشأۀ خارج، داراى بخشى از واقعيّت هستند و هر يك در عين حال كه ضرورىاند، امّا عهدهدار امرى منحاز و مستقل هستند كه به اندازۀ اثر وجودى و نقش شايستۀ آنها تأثير دارند. در نظام تشريع نيز مسأله به همين گونه است، با اين تفاوت كه يكى در آسايش تن و ديگرى در فزايش جان، مؤثّر است. يكى راه را براى رسيدن به حيات فانى و ديگرى طريق را براى نيل به زندگى باقى آبادان مىسازند.
بر اين مبنا تمامى شؤوناتى كه در شريعت مقرّر شده، هر يك به منظور تكميل سعادت و تتميم هدايت تنظيم شده، و لذا، امرش، نهيش، حركتش، وقوفش، آغازش، انجامش، همه و همه بر مبناى همان هدايت كاملۀ الهى صورت مىپذيرد.
و لذا اگر در جريان ميقات، اينگونه آمده كه حاجى لزوماً بايد از مكانهاى خاص، بنام «مواقيت» سفر الى اللّٰه خود را آغاز كند. گوياى سرّى لاهوتى و رازى الهى است.
و تا انسان سالك كوى دوست نباشد و سير عاشقانۀ خود را به سوى معراج الهى آغاز نكند، هرگز نه استقبال ملائك را و نه محل توقّف آنها كه محاذات با مواقيت حج است مشاهده نخواهد كرد.
و همانطورى كه در معراج نبوى هر قدمى كه حضرت مىزد مرحلهاى از كمال در