25ائمه خودشان و نظر به شفاعت او داشتن حكايت محشر را ياد آورد. اينجا كمال تضرع و الحاح 1را بكند تا آنجا مبتلا نشود و بسيار ظنّ قوى داشته باشد بر حصول مراداتش، زيرا كه روز شريف موقف 2عظيم و نفوس مجتمع و قلوب به سوى الهى منقطع و دستهاى اوليا و غيرهم به سوى او - جلّ شأنه - بلند شده و گردنها به سوى او كشيده شده چشمها از خوف او گريان و بندها از ترس او لرزان و روز، روز احسان، و ابدال و اوتاد در محضر حاضر، بناى سلطان بر بخشش و انعام و همچنين روز خلعت پوشى صدر اعظم دولت عليّه 3- عجل اللّٰه فرجه و سهل مخرجه - در چنين روزى استبعاد ندارد، حصول فيض به اعلا مدارجه، بالنسبه به كافه ناس و خلايق، آيا گمان به خالق خود دارى كه سعى تو را ضايع گرداند، با اين كه منقطع شده اى از اهل و اولاد و وطن، آيا رحم نمىكند غربت تو را ما هكذا الظن به ولا المعروف من فضله. واز اينجاست در حديث وارد شده: «من اعظم الذنوب ان يحضر العرفات و يظن انه لا يغفر له (اللهم ارزقنا) .» چون از عرفات كوچ كند، روبه حرم آيد، از اين اذن ثانوى به دخول حرم تفأل زند به قبولى حجش وقربش به خداى خود و مأمون بودن او از عذاب الهى.
چون به منا رسد رمى جمار كند، ملتفت باشد كه روح اين عمل در باطن دور كردن شيطان است، فان كان كالخليل فكالخليل و الا فلا.
بارى چون حرم را وداع كند، بايد دركمال تضرع و مشوش الحال باشد كه هر كس او را ببيند ملتفت شود كه اين شخص عزيزى را گذاشته و مىرود مثل گذاشتن ابراهيم اسماعيل - عليهماالسلام - و هاجر را. بناى او بر اين باشد كه اول زمان تمكن، باز عود به اين مكان شريف بنمايد و بايد ملتفت ميزبان باشد در همه حال، مبادا به بى ادبى او را وداع نمايد كه ديگر او خوش نداشته باشد. اين ميهمان ابد الآباد به خانه او قدم گذارد، اگر چه اين ميزبان - جلّ جلاله - سريع الرضاست ليكن مراعات ادب مهما امكن - بايد از اين طرف بشود، اگر بتواند حتى المقدور آن بقعههايى كه رسول خدا - صلّى اللّٰه عليه و آله و سلم - عبادت كرده در آنها؛ مثل كوههاى مكه معظمه به قصد تشرف از محل اقدام مباركه نه به قصد تماشا و تفرج حاضر گردد، و بلكه به قصد قربت مطلقه، دو ركعت در آنجاها نماز بخواند، بلكه اگر ممكن باشد قدرى در آنجاها زياده از متعارف توقف كند، و اگر حج اولى اوست، البته داخل خانه كعبه شدن را ترك نكند با آن آداب مأثوره در شرع مطهر كه در كتب مسطور است.