22ولعل بدون اجتماع، كار انجام نگيرد وشايد از اين جهت رهبانيت دراين امت منع شده باشد.
استاد ما - رضوان الله عليه - مىفرمود: «خيلى كار از اتحاد قلوب ساخته گردد كه از متفرد بر نمىآيد» اهتمام تامى در اين مطلب داشت، همنيطورهاست، همه مفاسد، زير سر اختلاف قلوب است كه شرح آن به طول انجامد شايد اگر موفق شدم اشاره كنم كه همسفر و رفيق چه درحضر و چه درسفر بايد به چه نحو باشد و تو با او به چه نحو بايد سلوك كنى.
و اما امير حاج دراين سفر، ائمه طاهرين - سلام اللّٰه عليهم اجمعين - هستند كه بايد سايه بلند پايه آن بزرگواران بر سر تو باشد و متمسك به حبل المتين ولاى آنها باشى، به كمال التجاء به آن خانواده عصمت وطهارت، تا بتوانى چند قدمى راه بروى والا شياطين جن و انس در قدم اول تو را خواهند ربود، مثل چاپيدن و غارت كردن عرب بدوى حجاج را بى امير حاج كما هو واضح خصوصا هر چه به حرم نزديك شود. بلى اگر خود را به حرم رسانيد ديگر ايمن است از هر خوف «ومن دخله كان آمنا.» اما هيهات كه بتواند سرخودى به آن جا رسد.
اين نخواهد شد، و الله العالم.
و اما دليل اين راه: اگر چه ائمه طاهرين - سلام الله عليهم - ادلاء على الله هستند ودليلند، لكنه معذلك ماها از آن پستى تربيت و منزلت كه داريم از آن بزرگواران هم اخذ فيوضات بلا واسطه نمىتوانيم بكنيم، محتاجيم در دلالات جزئيه و مفصله به علماى آخرت و اهل تقوا تا به يمن قدوم ايشان و به تعليم آنها درك فيوضات بنمائيم كه بى وساطت آنها درك فيض در كمال عسرت و تعذر است و لذا محتاج به علما هستيم، پيش خود كار درست نمى شود.
بارى، چون به ميقات رسد، لباس خود را در آورد در ظاهر و ثوب احرام بپوشد و در باطن قصدش اين باشد كه از خودش خلع كرده لباس معصيت وكفر و ريا ونفاق را و پوشيده ثوب طاعت و بندگى را و همچنين ملتفت باشد همچنانكه در دنيا خداى خود را بغير ثوب زىّ خود و عادت خود غبار آلوده، سر برهنه و پا برهنه ملاقات مىكند، همچنين بعد از مردن خواهد ملاقات كرد عمال خداى خود را به كمال ذل وانكسار وعريان پس درحال تنظيف، بايد قصدش تنظيف روح باشد از شرك معاصى و به قصد احرام هم عقد توبه صحيح ببندد؛ يعنى