128رياست باقى بمانى» دنياى اسلام را تجزيه و تضعيف كرد و به بهانههاى ناسيوناليستى، آنها را به جان هم انداخت و دولتمردان مسلمان را زير بال خود گرفت. بعد هم كه آلمان در برابر او سرسختى نشان داد، جنگ جهانى را به راه انداخت كه حاصل آن شكست آلمان و عثمانى و روى كار آمدن دولتهاى دستنشانده و احزاب نژادپرست و تقويت قوميت عربى. . . و مآلاً سيادت انگلستان بر خاورميانه عربى بود. خانم گِرتُورد بل منشى سرپرسى كاكس كميسر عالى انگليس در بغداد، ضمن نامهاى كه به پدرش نوشته سياست بريتانيا را در خاورميانه ضمن يك جمله چنين خلاصه كرده است: «پدر، از بس كه شاه ساختم خسته شدم!» 1مبانى سلطنت آل سعود
در سال 1320/1902 عبدالعزيز بن عبدالرحمان معروف به ابن سعود 2و ملقب به شاهين صحرا 3در بيست سالگى خود با اقدامى اسطوره مانند موفق شد رياض را تصرّف كند و سلطنت عربستان سعودى را بنيان نهد. مبانى دولتى كه وى تأسيس كرد - و پيشينۀ آن به قرن هجدهم ميلادى مىپيوندد - بر شمشير و محمل حكومت او ترويج مذهب حنبلى وهابى بود. 4يك روحانى متعصب نجدى به نام شيخ محمد بن عبدالوهاب در اواسط قرن هجدهم موفق شد تحصيلات «سلفى» 5و نظرات نوظهور خود را در نجد ترويج كند و امير شهر دِرِعيَّه را مريد و طرفدار خود سازد. در سال 1157/1744 بين اين عالم نجدى و امير محمد ابن سعود، 6امير دِرعيه پيمانى بسته شد كه به موجب آن، امير سعودى از سوى خود و اعقاب خويش پشتيبانى و اطاعت از شيخ و اعقاب او و ساير علماى وهابى را برعهده گرفت و شيخ نيز قبول كرد كه خود و اولاد و پيروانش پيوسته راهنما و مدافع و ياور امير سعودى باشند و تمام نيرو و نفوذ خود را در حمايت از آن خاندان به كار برند. اين همان پيمان است كه عبدالعزيز و ساير ملوك سعودى و نيز مشايخ آل شيخ پيوسته محترم شمردهاند. ابن عبدالوهاب و فرزندانش تا امروز حامى جدى سلطنت سعودى و عهدهدار امور شرعى و فرهنگى و قانونى و قضائى بودهاند و شاهان سعودى پيوسته فرمان پذير ايشان بوده و به حكم و فتواى شوراى دينى وهابى به شاهى مىرسند يا از سلطنت - چنانكه دربارۀ سعود بن عبدالعزيز عمل شد - خلع مىگردند.