89در دورۀ جاهلى و پس از پيدايش زمزم نيز، تعدادى چاه به اسامى، «اسود» ، «ركايا قدامه» «حُويطب» ، «خالصه» و «زهير» در مكه حفر شده است.
پس از اسلام نيز، با توجه به كمبود آب در مكه و نياز شديد مردم به آن، چاههاى فراوانى حفر كردهاند كه اسامى برخى از آنها عبارت است از: 1 - ياقوته، 2 - عمرو بن عثمان، 3 - شركاء، 4 - عكرمه، 5 - صلا، 6 - طلوب، 7 - ابى موسى، 8 - شوذبْ، 9 - بُرود، 10 - وردان، 11 - صَلاصلْ، 12 - بكّار، 13 - سقيا. 1ازرقى به نقل از مجاهد گفته است:
از در كعبه كه وارد شوى در سمت راست آن، چاهى عميق وجود داشته كه آن را ابراهيم خليلالرحمان و اسماعيل، آن گاه كه پايههاى كعبه را بالا مىبردند، حفر نمودند، و هر سيم و زر و زيورى كه به كعبه هديه مىكردند را درون آن چاه مىنهادند. در آن روزگار كعبه سقف نداشت. 2زمزم از آن رو كه در مسجدالحرام واقع شده و آبى گواراتر از چاههاى ديگر مكه داشته و چاهى بوده كه بخاطر اسماعيل فرزند ابراهيم خليل بوجود آمده است، رفته رفته از اهميّت خاصى برخوردار شد، و ديگر چاههاى مكّه تا حدودى متروك ماندند، و بخاطر همين اهميّت زمزم بوده كه فرزندان عبدمناف بر قريش و ديگر اعراب، فخر مىكردند.
مسافر بن ابى عَمْروبن اُميَّةِ بن عبد شَمْس بن عَبْد مناف در اشعارى كه در اين زمينه سروده است مىگويد: وَرَثْنا المجدَ مِن آبائنا فَنَمىٰ بنا صُعُداًألَم نَسْقِ الْحَجيٖجَ وَ نَنْحَر الدَّلاّٰفَة الرُّفدا و نُلقى عِند تَصْريٖف الْمَنٰايا شُدَّداً رُفُداًفَاِنْ نَهْلِك فَلم نُمْلَك و من ذا خٰالِدٌ أبدا
و زمزم فى اَرُومَتِنٰا وَ نَفْقأ عَيْنَ مَنْ حَسَداً 3حُذَيفْة بن غانم نيز گفته است: و ساقي الحَجيج ثم لِلْخَير هاشم
خُوَيلد بن أسد بن عبدالعُزّى اشعارى دارد كه در آن براى زمزم سابقهاى از زمان حضرت آدم - ع - نقل كرده است: أقول، و ما قولى عليكم بسُبّه إليك بن سلمى أنت حافر زمزم