84
زمزمۀ زمزم
سيد على قاضى عسكر
زان زمزمهاى شنيد گوشم
كاورد چو زمزمى بجوشم
«نظامى»
زمزم مركّب از دو «زم» و در لغت به معناى آهسته، آهسته و يا آب فراوان 1و در اصطلاح نام چشمه و يا چاهى درمكّه نزديك خانۀ كعبه است كه پيشينۀ تاريخى آن، به دوران حضرت ابراهيم - ع - باز مىگردد، آن گاه كه آن حضرت به فرمان خداوند همسرش هاجر را به همراه اسماعيل، كه كودكى شيرخوار بود، به سرزمين بىآب و علفِ مكه آورده و خود براى انجام مأموريتى الهى آن ديار را ترك نمود. تا آن كه اندوختۀ غذا و آب مادر و فرزند به پايان رسيد و هاجر نگران از جان كودك خويش به جستجوى آب پرداخت.
پيدايش زمزم
تاريخ نويسان، پيدايش زمزم را بگونههاى مختلف نقل كردهاند؛ برخى گويند: هاجر در بين دو كوه صفا و مروه، هفت بار آمد و شد نموده، به دنبال فريادرسى مىگشت كه ناگهان، صدايى شنيد و آن صداى جبرائيل بود. اين فرشتۀ الهى هاجر را همراهى كرده، هر دو كنار اسماعيل آمدند، سپس جبرائيل با پاى خود و يا با بال خويش بر زمين زد و چشمهاى جوشيد و آب جارى شد، هاجر كه گمان مىكرد آب به زودى خشك مىشود، با جمع آورى خاك و شن، اطراف آن حوضچهاى ايجاد كرد تا آب ذخيره شود و درون آن بماند و او و فرزندش