17ابراهيم - عليهالسلام - اين معنا و عنصر را به عنوان ركن پنجم در رديف اركان چهارگانه نياورد بلكه آن را عنصر اصلى و محور مىداند و اركان چهارگانه را در اطرافِ آن طواف مىدهد.
«ربّنا وابعث فيهم رسولاً منهم يتلوا عليهم آياتك و يعلّمهم الكتاب و الحكمة و يزكّيهم انِّك انت العزيز الحكيم.» 1
خدايا! اگر از تو مىخواهم كه اين جا آباد شود، امنيت و اقتصاد سالم در آن حاكم باشد، مردم يكديگر را درك كنند و. . . اين ها بدون حكومت آسمانى ميسّر نيست. كسى را ميان آنان بفرست كه رسول تو باشد و قانونت را بر مردم تلاوت كند، مردم را به قوانين تو آگاه ساخته و به حكمتِ آسمانى حكيم نمايد و آنان را با تربيت صحيح مهذّب گرداند.
پروردگارا! مردمى كه داراى امنيت و اقتصاد سالم و آزادى هستند، اگر از مكتبِ وحى تو مدد نگيرند، نعمتهايشان مبدّل به نقمت خواهد شد.
پيامبرى را از بين آنها مبعوث فرما تا آيات تو را بر آنها تلاوت كند و آنها را در مرحلۀ قراءت قرآن باقى نگذارد، بلكه به مرحله علم و عمل برساند تا آنها عالِم به كتاب و حكمت شوند و اهل تهذيب نفوس باشند و. . . .
اينجاست كه بايد گفت كار پيامبر تأسيس حكومت است نه موعظه و نصيحت. اگر سخن انبيا در موعظه و نصيحت خلاصه مىشد اين همه پيامبركشى در تاريخ معنا نداشت! در موارد متعددى از آيات قرآن كريم سخن از شهادت انبيا است بسيارى از پيامبران شربت شهادت نوشيدند.
«قل فَلِمَ تقتلون انبياءاللّٰه من قبل ان كنتم مؤمنين.» 2
«ذلك بانّهم كانوا يكفرون بآيات اللّٰه و يقتلون النبيين بغيرالحقّ.» 3
«ان الذين يكفرون بآيات اللّٰه و يقتلون النبيين بغير حق.» 4
«وقتلهم الانبياء بغير حق.» 5
قرآن در بسيارى از موارد اين كلمات را با «الف» و «لام» ذكر مىكند كه يعنى دشمنان دين بسيارى از انبيا را شهيد كردهاند.
«و كأيّن من نبىّ قاتل معه ربيّون كثير» 6؛ يعنى بسيارى از پيامبران بودند كه عدّهاى را به پيكار عليه طاغوتيان دعوت مىكردند و آنان را به صحنههاى نبرد فرا مىخواندند.