74آنان با رسول خدا ص - بيان مىكردند.
آيهاى در سورۀ انفال دربارۀ همين اختلاف نظر دانسته و گفتهاند كه خداوند حكم كشتن اسيران را صواب مىدانسته گر چه «فداء» را نيز پذيرفته است: «براى هيچ پيامبرى نسزد كه اسيران داشته باشد تا كه در روى زمين غلبه يابد. شما متاع اينجهانى مىخواهيد و خدا آخرت را مىخواهد، و او پيروزمند حكيم است.» 1گفتهاند دليل ترجيح قتل اسيران يكى آن بود كه افراد مزبور بيشتر از شخصيتهاى قريش بوده و از بين بردن آنان قريش را ذليلتر مىكرد. به علاوه نشان از آن داشت كه مسلمانان چشمداشت دنيوى نداشته و براى رسيدن به اهداف خود حاضر بودند از گرفتن مشتى پول براى رها كردن دشمنان قطعى اسلام صرفنظر كنند. و اين نيز مسجل مىشد كه رسول خدا ص - در راه عقيده نه تنها جنگ با قبيله خود را مىپذيرد كه اسيران آن را نيز از ميان مىبرد، نه آن كه كسى تصور كند، آن حضرت با وجود مشرك بودن قريش، تنها به دليل خويشى، تمايلى به نگهدارى آنان دارد. در اين حال انصار مطمئن مىشدند كه پيامبر ص - تنها و تنها به اسلام و عقيده مىانديشد نه آن كه هنوز در انديشۀ قوم و طايفه خويش است. 2
با همۀ آنچه كه گذشت يك نكته نزد فقهاى شيعه مسلم است و آن اين كه اسير گرفتن عمدتاً در دو مرحله صورت مىگيرد: يكى اسيرى كه در هنگامۀ بر پايى جنگ به اسارت در مىآيد، ديگر اسيرى كه پس از پايان جنگ گرفتار مىشود. در قسم اول رسول خدا ص - و حاكم مخيّر در كشتن اوست و در قسم دوم، تخيير بين آزاد كردن، فديه گرفتن و بنده كردن اسير است. 3گرچه در همين مورد نيز اگر حاكم عنصرى را خطرناك تشخيص مىدهد مىتواند او را به قتل برساند.
آنچه با توجه به آيۀ انفال اهميت دارد، اين است كه قيد «حتى يثخن 4