73براى شركت در اين واقعه نقش داشته و اندكى پيش از آمدن، به دليل مارگزيدگى نتوانست حضور يابد، سهم خويش را دريافت كرد. چند نفر ديگر نيز كه به دليل تعقيب كاروان يا دلايل ديگر نتوانسته بودند در نبرد شركت كنند، سهم خويش را گرفتند. 1گفته شده كه رسول خدا (ص) سهمى نيز براى جعفربنابىطالب كه در حبشه بود قرار داد.
اصطلاح انفال براى نخستين بار بر غنايم اين جنگ اطلاق گرديد. در واقع اين غنايم نخستين اشيايى بودند كه نام انفال به عنوان اموال عمومى به آنها داده شد. افراد درباره اثاثيۀ بر جاى مانده، با يكديگر اختلاف كردند و مرتب نزد رسول خدا ص - مىآمدند تا مشكل آنها را حل كند؛ آيه نخستِ سورۀ انفال حكايت از اين سؤال داشته و خداوند اختيار همۀ آنها را به رسول خود واگذار كرد تا قسمت كند. بدين ترتيب هر كسى كه چيزى برداشته بود، مكلف شد تا سر جايش بگذارد.
مسأله ديگر، اسيران بودند كه در كيفيت برخورد با آنها، اختلافى ميان مسلمانان به وجود آمد. از جمع اسيران، رسول خدا ص - دو نفر را به قتل رساند. يكى عُقْبةبنأبىمُعَيط بود و ديگر نضربنحارث؛ اين هر دو، در طول دوران بعثت، از فعّالترين عناصر مشرك بر ضد رسول خدا (ص) و مسلمانان بودند. نضربنحارث و عقبةبنابىمعيط 2به دستور شخص پيامبر ص - وبا شمشير علىبنابىطالب - ع - كشته شدند. نضربنحارث كه از نگاه رسول خدا ص - مرگ را احساس كرده بود، دست به دامن مُصْعببنعمير شد و از او خواست تا از وى شفاعت كند. نضر به او گفت: اگر تو به دست قريش اسير مىشدى من اجازه نمىدادم تو را به قتل رسانند، مصعب گفت: آرى، اما اسلام همۀ آن پيمانهاى جاهلى را قطع كرده است. 3دربارۀ بقيه اسرا نظر برخى از اصحاب آن بود كه همۀ آنان را به قتل رسانند. 4اما شمارى ديگر از مهاجر و انصار اصرار بر گرفتن «فداء» داشته و دليل خود را خويشى