91
پىنوشتها:
مكه مكرمه
سيرۀ رسول - ص - و تاريخ اسلام را بايد ابتدا از مكه و با بررسى وضعيت و احوال ساكنين آن در اين زمان يعنى عصر تولد رسول - ص - آغاز كنيم؛ زيرا در غير اين صورت بحث ما بحثى ناقص بوده و نخواهد توانست امور و وقايعى كه در اسلام مىيابيم را مورد تفسير قرار دهد.
ما در عصر حاضر براى آگاهى از اوضاع و احوال مكه، جز قرآن كريم، حديث، كتب تفسير و سيره منبعى در دست نداريم و از منابع مكتوب و مدوّن دوران پيامبر - ص - نيز تاكنون چيزى بدست ما نرسيده و در منابع قبل از آن؛ يعنى نوشتههاى دوران جاهلى سخنى به ميان نيامده است و لذا چيزى كه در منابع مكتوب ايام جاهليت در مورد اين شهر روايت شده باشد نمىدانيم.
اما منابع يونانى، لاتين، سريانى و غيره، جز بطلميوس (ymelotP) به نامى كه مترادف و متشابه با نام «مكّه» باشد اشارهاى نكردهاند. بطلميوس از علماى نجوم و جغرافىدان (مشهور) در قرن دوم ميلادى بود كه به نام اين شهر با عنوان مَكُرابا (abarocaM) پس از ذكر مكانى كه آن را كارنا (anraC) خوانده، اشاره كرده است. وى اين مكان (كارنا) را پس از ذكر آتريپا (appirhtaI) و لاتريپا (appirhtaL) و قبل از (شرح) ثوماتا (atamuhT) توصيف كرده است. محققينى كه در مورد اسامى اين اماكن بحث كردهاند به اين نتيجه رسيدهاند كه مراد بطلميوس از (abarocaM) همين شهر (مكه)