90اشراف قريش به مسافران كه وارد مكه مىشدند هشدار مىدادند تا نزديك پيامبر - ص - نشده و سخنان او كه در اصل آيات الهى بود گوش فراندهند. 1
تمسخر آيات قرآنى نيز راه ديگرى بود كه مشركان براى بىاعتبارى كردن آيات قرآنى بكار مىبردند. زمانى كه اين آيات نازل شد كه «هر آينه درخت زَقُّوم طعام گناهكاران است كه همانند مس گداخته در شكمها مىجوشد» 2ابوجهل دستور داد تا قدرى كره و خرما براى او آوردند و گفت: از اين دو زقوم درست كنيد، ما زقوم را جز اين نمىشناسيم. در آن وقت آيات ديگرى در وصف زقوم آمده كه زقوم: «درختى است كه از اعماق جهنم مىرويد، ميوهاش همانند سر شياطين است» . 3آنگاه قريش از روى تمسخر گفتند: آيا درخت از آتش مىرويد. همين نقل را دربارۀ آيۀ پنجاه و يكم سورۀ واقعه كه در آنجا نيز سخن از زقوم به ميان آمده آوردهاند. 4آن چنان كه خداوند از قول مشركان آورده، آنان به استهزاء مىگفتند: «دلهاى ما در حجاب است» و خداوند ادامه مىدهد: «نه، خدا آنان را به سبب كفرى كه مىورزند، مطرود ساخته و چه اندك ايمان مىآورند» . 5همين كفر آنان بود كه سبب شده بود كه: «چون تو قرآن بخوانى، ميان تو و آنان كه به قيامت ايمان نمىآورند پردهاى ستبر قرار مىدهيم و بر دلهاشان پرده افكنيم تا آن را درنيابند و گوشهاشان سنگين كنيم و چون پروردگارت را در قرآن به يكتايى ياد كنى، باز مىگردند و مىرمند. ما بهتر مىدانيم كه چون به تو گوش مىدهند، چرا گوش مىدهند؛ يا وقتى با هم نجوا مىكنند، چه مىگويند. كافران مىگويند: شما در پى مرد جادو شدهاى به راه افتادهايد» . 6
بىاعتنايى به آيات الهى نيز از سوى مشركان در چند آيه ديگر گوشزد شده است. 7