83الارض.» 1
رسول خدا - ص - خود فرموده بود: «بعث لرفع قوم و وضع آخرين» ؛ «مبعوث شدم تا عدّهاى را بالا برده و گروهى را فروآورم» . 2مبارزۀ مشركين با قرآن
به دليل دامنۀ گستردۀ تأثير قرآن بود كه مشركين مصمم شدند تا در برابر آن بايستند؛ آنان كوشيدند تا راههايى براى مبارزه با قرآن بيابند و از تأثير آن بر افكار مردم بكاهند. در اينجا مرورى داريم بر برخوردهاى مشركين با قرآن:
يكى از مهمترين مشكلات مشركين، بُعد ادبى قرآن و جذبۀ آن بود.
نثر استوار قرآن با مضامين دلنشين آنان، اذهان را به سوى خود جلب مىكرد. آن هم از زبان كسى كه سابقهاى در بيان اين مطالب نداشته و به چنين صفتى شناخته شده نبود. مشركان در اين انديشه برآمدند تا قرآن را شعر بخوانند. شعر جنبۀ احساسى و عاطفى بالايى داشته و اساس آن ادب و زيبايى صورى بود. تخيّل مهمترين ماده شعر بوده و گرايش زيبايىخواهى انسان مهمترين عامل رشد شعر است. با اين حال تقريباً اين مسأله مورد توافق است كه شعر به همان اندازه كه از جذبه صورى برخوردار است، از عناصر استدلالى و عقلانى تهى است. شعر هميشه ابزارِ ابرازِ بيان عقايد عارفانه و احساسى بوده و كمتر براى بيان عقايد معقول و منطقى مورد استفاده قرار گرفته است. دربارۀ شعر گفتهاند كه: أجملها أكذبها، 3زيباترين شعر، دروغترين آنهاست؛ زيرا به هر اندازه موج عاطفى آن بالا مىگيرد بعد عقلانى و واقعنمايى آن كاسته مىشود. چنين زمينۀ دوگانهاى براى شعر، مشركين را بر آن داشت تا قرآن را شعر بخوانند. اين نسبت در عين توجيه جذبۀ ظاهرى آن، جنبۀ واقعنمايى آن را تضعيف مىكرد.