155
گريه رسول خدا - ص - و مسلمانان در كنار قبر
در تاريخ ابن كثير در ضمن بيان مراسم دفن ابراهيم از سومين گريه رسول خدا سخن به ميان آمده است كه در اين مرحله، حزن و اندوه وگريه آن بزرگوار موجب اندوه شديد مسلمانان شركت كننده در مراسم دفن گرديده و در كنار قبر با صداى بلند گريه نمودهاند و آن حضرت مجدداً فرموده است:
«چشممان گريان و قلبمان محزون ولى چيزىكه موجب خشم خداست بر زبان نمىآوريم و اينك اى ابراهيم در فراقت شديداً محزون هستيم» (بكى رسولاللّه و بكى المسلمون حوله حتى ارتفع الصوت ثم قال تدمع العين و يحزن القلب و لانقول ما يغضب الرب و انّا عليك يا ابراهيم لمحزونون) . 1
عبدالرّحمان حسان بن ثابت هم نقل مىكند كه مادرم سيرين (خواهر ماريه) مىگفت به هنگام دفن ابراهيم من در كنار قبر بودم وگريه مىكردم و كسى هم از گريه من ممانعت نمىنمود: (و انا ابكى عنده قبره و لاينهانى احد) . 2نصب سنگ و ريختن آب بر قبر ابراهيم
رسول خدا - ص - به هنگام دفن ابراهيم در ميان خشتها كه در داخل قبر چيده مىشود شكافى مشاهده فرمود و شخصاً قطعه كلوخى به جفار داد كه در ميان آن خشتها قرار بدهد، آنگاه فرمود: «انّها لاتضرّ لاتنفع ولكنّها تقر عين الحى» و پس از پوشانيدن قبر در گوشهاى از آن، قطعه سنگى ديد آن را برداشت و با دست مباركش خاك قبر را تسطيح و هموار نمود و چنين فرمود: «اذا اعمل احدكم عملاً فليتقنه فانّه مما يسلى نفس المصاب.
آنگاه دستور داد مشك آبى آوردند و بر روى قبر ريختند و سپس