95نوشتند و گفتند و از جعل سند و تزوير در حديث هم دريغ نكردند.
در دورههاى بعد اين اسناد مُزَوّر مايهاى براى تأليف كتابهاى دانشمندان سنى فراهم آورد. در اينجا تنها به چند داورى به خطا، كه در كتابهاى ابن تيميه و ابن حزم راه يافته است اكتفا مىكنم.
ابن حزم معاصر خلفاى فاطمى مصر به سال 456 هجرى مرده و ابن تيميه در 728 هجرى درگذشته است.
ابن حزم مىنويسد:
«از اماميه كسانى هستند كه نكاح نُه زن را روا مىدارند و كسانى هستند كه مىگويند خوردن كلم حرام است.
چون از خون حسين روييده شده و پيش از حادثه كربلا كلم وجود نداشته است!15 و ابن تيميه مىنويسد: «اصول دين نزد اماميه چهار است: توحيد، عدل، نبوت و امامت» ! و نيز مىنويسد:
از حماقتهاى آنان اين است كه لفظ ده را ناخوش مىدارند و اين به خاطر بغضى است كه با عشره مبشره دارند!16
ابن حزم مىنويسد: «على از ثروتمندان بزرگ صحابه به شمار مىآمد»17. در صورتى كه ابن سعد مؤلف طبقات كه دويستوشش سال پيش از او مىزيسته مقدار دارايى على را به هنگام شهادت هفتصد درهم نوشته است18.
مقام شيخالاسلام ابن تيميه و امام ابن حزم والاتر از آنست كه به عمد چنين افتراها به شيعه ببندند يا نادانسته دربارۀ آنان قضاوت كنند ولى در دورۀ قدرت بغداد چه در عصر فاطميان و چه بعد از آنان، بازار تهمت و جعل و دروغبافى به حدى رونق يافت كه مردمان دانشمند هم باور نمىكردند كه اين همه نسبتهاى بىمأخذ باشد. درست نظير آنچه پس از جنگهاى صليبى، در حوزههاى مسيحى اروپا نسبت به مسلمانان شايع گرديد.
از آن تاريخ اين پندارهاى غلط در بارۀ شيعه در ذهن مردم مصر و آفريقا جاى گرفت و چنين پنداشتند كه تشيع مخلوطى از كيشهاى يهودى، مسيحى، زرتشتى و باطنى است؛ چنانكه دانشمندى متتبع چون احمد امين چنان عبارتى را در كتاب خود (فجرالاسلام) گنجاند19.
به خاطر دارم نه سال پيش كه براى نخستين بار به مصر رفتم مخبر مجله «المصور» هنگام مصاحبه پرسيد شما شيعه هستيد؟ گفتم آرى. پرسيد راست است كه «شما معتقديد جبرئيل