85
چهرۀ ناشناختۀ تشيع
سيد جعفر شهيدى
حدود هزارو چهارصد سال بر موجوديّت شيعه مىگذرد. نزديك به چهارده قرن است كه نخستين نهضت سياسى اين مذهب آغاز شده1 و تقريباً دوازده قرن است انديشهشناسى يا به عبارت ديگر مكتب فكرى و يا كلامى تشيّع تأسيس گرديده2 اما به جرأت مىتوان گفت هنوز هم چهرۀ تشيع يا لااقل ديدارى ترين چهرۀ اين مذهب نه تنها براى دنياى اسلام بلكه براى نظر گروهى از شيعه مذهبها هم پوشيده مانده است.
صدها سال است بازيگران سياست كوشيدهاند تا نهضت تشيع را از مسير آن منحرف سازند. و بخصوص كوشش فراوانى بكار رفته است تا حقيقت اين نهضت از مسيرش منحرف و از ديد مسلمانان غير شيعى پوشيده بماند. درست است كه حقيقت براى آنان كه پا بپاى تاريخ درست حركت مىكنند روشن است، اما شماره اينان در هر دوره اندك بوده و هست. در پنجاه سال اخير تنى چند از دانشمندان مجاهد و عالىقدر شيعه با تأليف كتابها و ايراد سخنرانىها و تحمل رنج سفر به گوشه و كنار كشورهاى اسلامى به سهم خود معدودى از علماى مصر، شمال آفريقا و خاورميانه عربى را با آن حقيقتِ پنهان مانده، آشنا ساختند، اما كمتر كوشش شده است كه نشان دهند منشأ اين نادرست انديشى چه بوده است؟ آيا خداى نخواسته همۀ آن علما و نويسندگان در داورى خود نسبت به تشيع به عمد در خطا افتاده و نسبتهاى ناروا به پيروان اين مذهب بستهاند؟