82«شرط وجوب» است و همانند استطاعت مسألۀ حج، كه تحصيل آن براى مكلّف لازم نيست، ليكن اگر استطاعت تحقق يافت حج واجب مىشود. پس به نظر مغنيّه: اگر با اقدام ثروتمندان و يا حاكمان مقتدر كشورهاى اسلامى، زمينۀ استفاده از قربانىها فراهم شود، ذبح در منى واجب است، ليكن اگر اين كار انجام نگيرد اصلاً تكليف منتفى است.
نكتۀ سوّم كه در اينجا به نظر مىآيد، فرض واجب عينى و يا كفايى است. هرگاه فرضاً امكان خوردن و اطعام قربانى، از قبيل شرط وجوب باشد نه شرط واجب، آيا آن، بر آحاد حاجيان بطور انفرادى و تعيينى واجب است با به شكل اجتماعى و به اصطلاح كفايى؟
چنانكه مستفاد از روايات حج آنست كه اگر يكسال فرضاً مستطيعى وجود نداشته باشد و خانۀ خدا بىزائر بماند، بر مسلمانان و حاكم اسلامى واجب است از بيت المال، عدهاى را به حج اعزام كند و اين نوعى واجب كفايى را مطرح مىسازد.
پس احداث سردخانه و ايجاد تأسيسات و انجام كارى كه امكان استفاده از گوشت قربانى را فراهم مىسازد، در بعد تكليف فردى، واجب نيست همانند استطاعت حج كه بر افراد تحصيل استطاعت واجب نمىباشد، ليكن براى عامّۀ مسلمانان بطور واجب كفايى، اقدام به ايجاد چنين شرايطى فرض است و اگر احدى به آن عمل نكند و گوشتها روى زمين بماند و فاسد شود همه مقصّرند و مسؤول، ليكن اگر عدهاى ثروتمند و دارا و برخى حاكمان و رؤساى توانا، چنين وضع را ايجاد كنند از گردن بقيّه مىافتد و موضوع تكليف عمومى منتفى مىگردد.
خاتمه: با ملاحظه آيات قرآنى و تأكيد آنها به اطعام و احسان به بينوايان و سائلان و با در نظرگرفتن روايات و لحن آنها هماهنگ با قرآن بر صدقه و احسان واطعام محرومان و با وجود فتاوا و كلمات فقها و دانشمندان اسلامى از دورترين زمان، مبنى بر احتياط در بيرون نبردن گوشت قربانىها و متعلّقات آنها و سعى در به مصرف رساندن همۀ آنها براى نيازمندان و درماندگان در كنار بيت خدا و سرزمين منى آيا وقت آن فرا نرسيده كه مسلمانان متعهد و ملتزم به شرع، در زمينۀ حسن استفاده از گوشت قربانىهاى منى، اقدامى اساسى و تصميم و عزمى شايسته و نهايى اتّخاذ كنند؟ بخصوص كه سال به سال آمار حاجيان فزونى مىيابد و گوشتها، بيشتر تضييع مىشود.
حقيقت آنست كه هدايت ائمۀ دين طىّ روايات، هماهنگ با قرآن و اوضاع جارى در هر عصر بوده و با دقّت در سير تاريخى مسأله و كلمات فقها و نظرات ابراز شده توسط آنان