122المحرّم و رجب الذى يدعى شهر مُضر الذى بين جمادىالآخرة و شعبان و الشهر تسعة و عشرون يوما و ثلاثون الاهل بلغت؟ فقال الناس: نعم. فقال: اللهم اشهد. . .» .15
«آگاه باشيد كه زمان به حالت روزى برگشت كه خدا آسمانها و زمين را آفريد. همانا تعداد ماهها نزد خدا و كتاب خدا دوازدهتاست، چهار ماه از آن حرام است، سه ماه پشت سر هم:
ذيقعده، ذيحجه، محرم، و يكى هم رجب كه ماه مُضر خوانده مىشود و ميان جمادىالآخر و شعبان است و ماه ممكن است بيست و نه روز يا سى روز باشد. آيا رساندم؟ مردم گفتند:
آرى. فرمود خدايا شاهد باش. . .» .
منظور پيامبر از «برگشتن زمان به حال اول خود» چيست؟ بيشتر مفسرّان گفتهاند منظور اينست كه چهار ماه حرام كه به سبب نسئ از جاى اصلى خود منتقل شده بودند، در سال دهم هجرى به حالتى كه قبل از پيدايش نسئ داشتند، برگشتند.16 بعضىها هم احتمال دادهاند كه چون عيد قربان سال دهم هجرى در اعتدال ربيعى قرار داشت و ساعات شب و روز مساوى بودند، پيامبر چنين فرموده است.17
در اينجا احتمال ديگرى نيز به نظر مىرسد و آن اينكه منظور پيامبر اين بوده كه با لغو نسئ، تعداد ماههاى سال، ديگر از دوازده ماه تجاوز نخواهد كرد، زيرا بطوريكه خواهيم گفت عمل نسئ باعث مىشد كه تفاضل حاصل از نسئ را كبيسه كنند و بعضى از سالها را از سيزده ماه بگيرند. اين احتمال از آنجهت قوت مىيابد كه تعبير پيامبر كه فرمود: «كهيئته يوم خلق السّمٰوات والأرض» درست مشابه آيه قرآن است كه قبل از آيه نسئ آمده و در مقام بيان دوازده ماه بودن سال است:
«ان عدة الشهور عند اللّٰه اثنى عشر شهراً فى كتاباللّٰه يوم خلق السموات و الأرض» .18
«همانا تعداد ماهها نزد خدا و در كتاب خدا در همان روزيكه آسمانها و زمين را آفريد، دوازدهتاست» .
ديگر اينكه خود پيامبر پس از بيان بازگشت زمان به حال اول، بلافاصله دوازده ماه بودن سال را ذكر مىكند. بنابراين بعيد نيست كه منظور حضرت از «استداره» همان باشد كه ما احتمال داديم.
هدف از «نسئ» چه بود؟
مهمترين مسأله در بحث «نسئ» اينست كه ببينيم هدف اعراب جاهلى از اين عمل چه